تبلیغات
آفاسافت.آی آر - مطالب ابر یادگاری

Facebook & Mardomsara: AboalfazlFathiAzad | Twitter: AboalfazlFathi | Gmail & Ymail & Outlook: afa.azad | Skype: aboalfazl.fathiazad | Line & Nimbuzz & Delicious: afasoft.ir | Telegram & Trillian & Other: afasoft

بی تو
ابوالفضل فتحی آزاد | 18:00 - 1392/01/20 | ( نظر میدم [ دیدگاه] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک
بسم الله الرحمن الرحیم

غربت غریبه ها

بی تو یعنی ای كاش ،  هیچ یعنی بی تو ،  بی تو یعنی تهی ، خالی یعنی بی تو ! چگونه بی تو در كوچه های تنگ و تاریك زندگی روانه شوم ؟ چگونه بی تو آسمان را آبی ببینم ؟  بی تو چگونه طراوت و سبزیه برگ ها را حس كنم ؟ بی تو هزاردستان نیز برای من زنغنند ! بی تو دیبا نیز برای من كرباس است .  بی تو هیچ نگاهی را نمی فهمم . بی تو نگاهی مرا نمی فهمد !هیچ ، بی تو خیال نیز دروازه هایش را به رویم بسته است . بهاری بی تو .... هرگز زمستان است بی تو زندگانی صدای شیرین گریه یك كودك بی تو برای من ونگ ونگی سرسام آور است بی تو صدای پای هیچ آبی شنیدنی نیست ! دنیای رنگین بی تو بی رنگ است خاكستریست سكوتست بی تو تمام شورهای زندگی بی تو لبانم لبخند میزنند اما وارونه خیس است رویم بی تو نه از نم باران...از سنگینی اشكهایم ،  دستان زمانه بود كه دستانت را از من ربود و دنیای من شد ...بی تو كاش و ای كاش پارادوكس شود تمام این داستان تنهایی !!! سهیلا احمدی

ترانه : « بی تو »

ترانه سرا : « شایان جعفر نژاد »

 آلبوم : « یادگاری »

خواننده و آهنگساز : « سیاوش قمیشی »

انتشار : « 1389 »


بی تو  - یادگاری - سیاوش قمیشی

ادامه ی مطلب    


خواندن در ادامه مطلب
موضوعات : شعر و شاعری ,



آخرین ویرایش : 1392/10/5 ساعت 07:43

مرتبه


بی خیال
ابوالفضل فتحی آزاد | 11:30 - 1392/01/4 | ( نظر میدم [ دیدگاه] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک
بسم الله الرحمن الرحیم

دنیای دلای سنگی

پنجره را باز می کنم تا در اولین روز های بهار ، نسیم، عطر ِ میلاد اقاقی ها را به تنهایی شبانه ام هدیه کند. بهار شاخه های درختان را با شکوفه های رنگارنگ آراسته؛ ریسه های رنگین ِ بر سر هر شاخ و برگ، ارمغان الهی عاشقی است؛ گویی زمین تولد دوباره اش را جشن گرفته و زمینیان میهمان بزم عاشقانه اش شده اند؛ در بزم عاشقانه طبیعت، برای ضیافت تنهایی جاودانه ام من هم شمعی روشن می کنم، تا عاشقی از یاد نرود؛ دستی برگونه شمع که زیر بار عاشقی قامتش لحظه به لحظه خمیده تر می شود می کشم، اشک ِ رُخِ شمع و سوز دل عاشقی دست و دلم را می گدازد؛ خستگی، درد و تنهایی، اشک ِچشم در هم آمیخته اند... کاش بهاری در دلم می نشست و غم چشمانم را می ربود؛ کاش گل سرخی در قلبم می رویید و عشق در جانم ریشه می کرد و روحم تازه می شد... در قُمار زندگی هر چه بُردنی باختم؛ نعشگی عشق از سرم پریده و درد خُماری طومار لحظه هایم را در هم پیچیده؛ مرور خاطرات عشق، تکرار سمفونی مرگ در لحظه هایم شده؛ با خیال آتش گرفته و بغض های فرو خورده سکانس های زندگی ام کلید می خورند؛ تلخی عشق با خیال آمیخت و بر شیشه دل سنگ حادثه خورد و رابطه مُرد ...

ایده : « سحر »

ترانه : « بی خیال »

ترانه سرا : « صفا لطفی »

آلبوم : « یادگاری»

خواننده و آهنگ ساز : « سیاوش قمیشی »

تنظیم کننده : « نیما وارسته »

انتشار : « 1389 »


بی خیال - یادگاری - سیاوش قمیشی

ادامه ی مطلب



خواندن در ادامه مطلب
موضوعات : شعر و شاعری ,



آخرین ویرایش : 1392/10/5 ساعت 07:47

مرتبه


الکی
ابوالفضل فتحی آزاد | 18:30 - 1392/01/2 | ( نظر میدم [ دیدگاه] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک
بسم الله الرحمن الرحیم

حرف دلتو بزن

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار می کرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مُرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت : که او مُرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مُرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!

دختری به کوروش کبیر گفت:من عاشقت هستم....کوروش گفت:لیاقت شما برادرم است که از من  زیباتر است و پشت سره شما ایستاده،دخترک برگشت و دید کسی‌ نیست. کوروش گفت:اگر عاشق  بودی پشت سرت را نگاه نمی‌کردی...!

ترانه : « الکی »

ترانه سرا : « افشین مقدم »

آلبوم : « یادگاری »

خواننده : « سیاوش قمیشی »

تنظیم : « خشایار احمدیه »

انتشار : « 1390 »

نقاش  : « سین . الف »


الکی - یادگاری - سیاوش قمیشی

ادامه ی مطلب



خواندن در ادامه مطلب
موضوعات : شعر و شاعری ,



آخرین ویرایش : 1392/10/5 ساعت 07:39

مرتبه


کلافه
ابوالفضل فتحی آزاد | 12:00 - 1391/12/6 | ( نظر میدم [ دیدگاه] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک

«بسم الله الرحمن الرحیم»

زن و ابلیس

زن به شیطان گفت : آیا آن مرد خیاط را می بینی ؟ می توانی بروی وسوسه اش کنی که همسرش را طلاق دهد ؟ شیطان گفت : آری و این کار بسیار آسان است. پس شیطان به سوی مرد خیاط رفت و به هر طریقی سعی می کرد او را وسوسه کند اما مرد خیاط همسرش را بسیار دوست داشت و اصلا به طلاق فکر هم نمی کرد پس شیطان برگشت و به شکست خود در مقابل مرد خیاط اعتراف کرد سپس زن گفت : اکنون آنچه اتفاق می افتد ببین و تماشا کن ؛ زن به طرف مرد خیاط رفت و به او گفت : چند متری از این پارچه ی زیبا میخواهم . پسرم میخواهد آن را به معشوقه اش هدیه دهد؛ پس خیاط پارچه را به زن داد سپس آن زن رفت به خانه مرد خیاط رفت و در زد و زن خیاط در را باز کرد و آن زن به او گفت : اگر ممکن است میخواهم وارد خانه تان شوم برای ادای نماز ، و زن خیاط گفت :بفرمایید،خوش آمدید و آن زن پس از آنکه نمازش تمام شد آن پارچه را پشت در اتاق گذاشت بدون آنکه زن خیاط متوجه شود و سپس از خانه خارج شد و هنگامی که مرد خیاط به خانه برگشت آن پارچه را دید و فورا داستان آن زن و معشوقه ی پسرش را به یاد آورد و همسرش را همان موقع طلاق داد سپس شیطان گفت : اکنون من به کید و مکر زنان اعتراف می کنم و آن زن گفت :کمی صبر کن نظرت چیست اگر مرد خیاط و همسرش را به همدیگر بازگردانم؟؟؟!!! شیطان با تعجب گفت : چگونه ؟؟؟ آن زن روز بعدش رفت پیش خیاط و به او گفت همان پارچه ی زیبایی را که دیروز از شما خریدم یکی دیگر میخواهم برای اینکه دیروز رفتم به خانه ی یک زنی محترم برای ادای نماز و آن پارچه را آنجا فراموش کردم و خجالت کشیدم دوباره بروم و پارچه را از او بگیرم و اینجا مرد خیاط رفت و از همسرش عذرخواهی کرد و اورا برگرداند به خانه اش. و الان شیطان در بیمارستان روانی به سر می برد و اطلاعات دیگری از شیطان نداریم!

 ترانه : « کلافه »

 خواننده: « سیاوش قمیشی »

 آلبوم : «  یادگاری »

شاعر: « ساحارا منادی »

 تنظیم : « الیاس شیرزاد »


زن و ابلیس - کلافه - سیاوش قمیشی



خواندن در ادامه مطلب



آخرین ویرایش : 1392/10/5 ساعت 08:05

مرتبه




 
اشتراک در خبرنامه
نظر سنجی
نظرتون درباره اینترفیس جدید آفاسافت برام مهمه








دردانه هایی از گنجور
جراید
آپارات
آمار بازدید
تعداد مطالب :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :