تبلیغات
آفاسافت.آی آر - مطالب ابر فاضل نظری

Facebook & Mardomsara: AboalfazlFathiAzad | Twitter: AboalfazlFathi | Gmail & Ymail & Outlook: afa.azad | Skype: aboalfazl.fathiazad | Line & Nimbuzz & Delicious: afasoft.ir | Telegram & Trillian & Other: afasoft

1719 - سفر به خیر
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/08/25 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک
:: سفر به خیر تو را من دگر نخواهم دید ::

:: سفر به خیر تو را من دگر نخواهم دید ::
.
.
.
:
از این به بعد من از دوست شر نخواهم دید
سفر به خیر تو را من دگر نخواهم دید

دگر برای کسی درد دل نخواهم کرد
دگر ز دست خودم دردسر نخواهم دید

به ریگ همسفر رودخانه می گفتم
از این به بعد تو را همسفر نخواهم دید

قبول  کن که نفاق از فراق تلخ تر است
قبول کن که از این تلخ تر نخواهم دید

فقط به صاحب اسمم سپردمت، زیرا
که تیر آهم را بی اثر نخواهم دید

.
فاضل نظری - آن ها - صاحب اسم
.
http://afasoft.ir/post/260
::





لینک های مرتبط : فاضل نظری , آن ها , تکسوگرافی ,

آخرین ویرایش : 1394/08/18 ساعت 22:24

مرتبه


1728 - زیارتگاهش
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/08/18 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک
:: به جرم عشق تو باشد که آتشم بزنند ::

:: می‌كشد گمشدگان را به زیارتگاهش ::
.
.
.
:
همچنان وعده‌ی بخشایش شاهنشاهش
می‌كشد گمشدگان را به زیارتگاهش

نه در آیینه فهم است، نه در شیشه وهم
عاقلان آینه خوانندش و مستان آهش

به من از آتش او در شب پروانه شدن
نرسیده است به جز دلهره‌ ی جانكاهش

از هم آغوشی دریا به فراموشی خاك!
ماهی عمر چه دید از سفر كوتاهش؟

كفن برف كجا، پیرهن برگ كجا؟!
خسته‌ام مثل درختی كه از آذر ماهش

باز برگرد به دلتنگی قبل از باران
سوره ی توبه رسیده است به بسم الله‌اش

.
فاضل نظری - اقلیت - پادشاه
.
http://afasoft.ir/post/259
::






لینک های مرتبط : فاضل نظری , اقلیت , تکسوگرافی ,

آخرین ویرایش : 1394/08/11 ساعت 09:53

مرتبه


1393 - (افسانه)
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/08/17 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک
:: ای عشق سنگدل که به آیینه سر زدی ::

:: ای عشق سنگدل که به آیینه سر زدی ::
.
.
.
:
هرگاه یک نگاه به بیگانه می کنی
خون مرا دوباره به پیمانه می‌کنی

ای آنکه دست بر سر من می‌کشی! بگو
فردا دوباره موی که را شانه می‌کنی؟

گفتی به من نصیحت دیوانگان مکن!
باشد، ولی نصیحت دیوانه می‌کنی

ای عشق سنگدل که به آیینه سر زدی
در سینه‌ی شکسته‌دلان خانه می‌کنی؟

بر تن چگونه پیله ببافم که عاقبت
چون رنگ رخنه در پر پروانه می کنی

عشق است و گفته اند که یک قصه بیش نیست
این قصه را به مرگ خود افسانه می کنی

.
فاضل نظری - آن ها - افسانه
.
http://afasoft.ir/post/205
::

دانلود دکلمه ی این شعر با صدای من



موضوعات : شعر و شاعری , وویس ,


لینک های مرتبط : فاضل نظری , آن ها , وویس ,

آخرین ویرایش : 1394/08/10 ساعت 08:08

مرتبه


1694 - به آب و آتش (آب و آتش)
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/08/9 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک

:: به آب و آتش اگر می زنم به خاطر توست ::

:: به آب و آتش اگر می زنم به خاطر توست ::
.
.
.
:
تمام مردم اگر چشمشان به ظاهر توست
نگاه من به دل پاک و جان طاهر توست

فقط نه من به هوای تو اشک می ریزم
که هر چه رود در این سرزمین مسافر توست...

همان بس است که با سجده دانه برچیند
کسی که چشم تو را دیده است و کافر توست

به وصف هیچ کسی جز تو دم نخواهم زد
خوشا کسی که اگر شاعر است، شاعر توست

که گفته است که من شمع محفل غزلم؟!
به آب و آتش اگر می زنم به خاطر توست

.
فاضل نظری - گریه های امپراتور - شاعر
.
http://afasoft.ir/post/258
::

دانلود دکلمه ی این شعر با صدای من






آخرین ویرایش : 1394/08/3 ساعت 10:39

مرتبه


1141 - (غربت)
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/07/22 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک

:: اینکه «مردم» نشناسند تو را غربت نیست ::

:: اینکه «مردم» نشناسند تو را غربت نیست ::
.
.
.
:
ناگزیر از سفرم، بی سر و سامان چون «باد»
به «گرفتار رهایی» نتوان گفت آزاد

کوچ تا چند؟! مگر می شود از خویش گریخت
«بال» تنها غم غربت به پرستوها داد

اینکه «مردم» نشناسند تو را غربت نیست
غربت آن است که «یاران» بِبَرَندَت از یاد

عاشقی چیست؟ به جز شادی و مهر و غم و قهر؟!
نه من از قهر تو غمگین، نه تو از مهرم شاد

چشم بیهوده به آیینه شدن دوخته ای
اشک آن روز که آیینه شد از چشم افتاد
.
فاضل نظری - آن ها - سفر1 ــ گرفتار رهایی

.
http://afasoft.ir/post/203
::

دانلود دکلمه ی این شعر با صدای من





موضوعات : شعر و شاعری , وویس ,


لینک های مرتبط : فاضل نظری , آن ها , وویس ,

آخرین ویرایش : 1394/07/15 ساعت 11:09

مرتبه




 
اشتراک در خبرنامه
نظر سنجی
نظرتون درباره اینترفیس جدید آفاسافت برام مهمه








دردانه هایی از گنجور
جراید
آپارات
آمار بازدید
تعداد مطالب :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :