تبلیغات
آفاسافت.آی آر - مطالب ابر غزل

Facebook & Mardomsara: AboalfazlFathiAzad | Twitter: AboalfazlFathi | Gmail & Ymail & Outlook: afa.azad | Skype: aboalfazl.fathiazad | Line & Nimbuzz & Delicious: afasoft.ir | Telegram & Trillian & Other: afasoft

2030 - چشم سیاهت
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/10/2 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک
:: دوباره به احساس عشقی عجیب، به چشم سیاهت قسم می خورم ::

:: دوباره به احساس عشقی عجیب، به چشم سیاهت قسم می خورم ::
.
.
.
:
تورا دیدم و هی برای خودم، به رخسار ماهت قسم می خورم
به چشمان پُر مُهر و جان پَرورت، به حس نگاهت قسم می خورم

تو رفتی وُ من با غم رفتنت، میانِ شبِ خانه تنها شدم...
سراسیمه بعد از نماز سحر، به تک قبله گاهت قسم می خورم

همه روز وُ شب فکر وُ ذهنم شدی، به اندیشه ی سبز خوش باورم
دوباره به احساس عشقی عجیب، به چشم سیاهت قسم می خورم...

تو آهسته بُردی مرا در خودم، به رسم غریبانه ی زندگی...
وَ در سوز بی وقفه ی خاطرات، به پایان راهت قسم می خورم!

اگر زنده ماندم به آشوب عشق، ببین غرق دریای یادت شدم
همیشه ولی در شب گریه ها، به رخسار ماهت قسم می خورم...
.
::



موضوعات : شعر و شاعری ,



آخرین ویرایش : 1394/09/30 ساعت 07:52

مرتبه


2034 - اهل قبور
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/10/1 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک
:: چشم بر هم می زنی اهل قبورت می کند ::

:: چشم بر هم می زنی اهل قبورت می کند ::
.
.
.
:
تا که می آیی به خود از راه دورت می کند
عشق با شوری که دارد بی شعورت می کند

پیش از این ها سوره یوسف برایم گفته بود 
پیرکنعان هم که باشی عشق کورت می کند...

روی برکه آب و زیر آن لجن خوابیده است
حیف از عاشق که تنها رو به صورت می کند 

گول آتش بازی چشمان یارت را مخور 
تا بچسباند خمیرش را تنورت می کند

کس نمی فهمد به غیر از ارگ بعد از زلزله...
بی وفایی ها چه با کوه غرورت می کند

آنکه از لیلی برایش سال ها گفتی، شبی
عاشق یارت شده، سنگ صبورت می کند

عشق امضای رضایت نامه مرگ است و بس
چشم بر هم می زنی اهل قبورت می کند

بی رگی ات را به بی جانی من نسبت مده
یک رگ من در تنت باشد غیورت می کند
.



موضوعات : شعر و شاعری ,



آخرین ویرایش : 1394/09/30 ساعت 07:52

مرتبه


2033 - روزی که رفتی
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/09/30 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک

:: به طرزی وحشیانه عاشق زیبایی ات بودم ::

 :: به طرزی وحشیانه عاشق زیبایی ات بودم ::
.
.
.
:
اگر چه گفته بودی پای عشقت تا ابد مَردی
ولی روزی که رفتی خواندم از چشمت، که دلسردی!

به طرزی وحشیانه عاشق زیبایی ات بودم...
به جای عشق بازی، دائما بازی در آوردی

ارس می خواست در آغوش دریای تو بنشیند
ولی با سد قهرت نقشه اش را برملا کردی !

شدم مجموعه دار درد های رایج دنیا!
شدی برعکس من، میراث دارِ دردِ بی دردی…

خیانت در امانت طبق حکم شرع جایز نیست!
امانت بود عشقم در وجودت، حیف نامردی...

مرا با خاک یکسان کرده ای، ای دشمن هم خون؛
تو را با خاک یکسان می کنم روزی که برگردی.
.
::



موضوعات : شعر و شاعری ,



آخرین ویرایش : 1394/09/25 ساعت 08:17

مرتبه


2035 - مهتاب گون
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/09/29 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک
:: من تو را مهتاب گون تا آسمان بالا کشیدم ::


:: من تو را مهتاب گون تا آسمان بالا کشیدم ::
.
.
.
:
هیچ هم زیبا نبودی، من تو را زیبا کشیدم
بی جهت اغراق کردم، دلبر و رعنا کشیدم...

از "لئوناردو داوینچی" عذرخواهی می کنم که
این همه عکس ِ تو را مثل ِ "مونالیزا" کشیدم

تو نمی دانستی اصلن "شهرزاد" ِ قصه ها چیست؟
من هزار و یک شب از موهای ِ تو یلدا کشیدم

دلخوش ِ نیلوفری در گوشه ی ِ مرداب بودی
من تو را مهتاب گون تا آسمان بالا کشیدم

نه عسل، گس بود طعم ِ بوسه هایی که ندادی...
من چه احمق خانه ات را قصر ِ کندوها کشیدم

چشم ِ تو معمولی اما من میان ِ شعرهایم
زورقی با پلک ِ پارو در دل ِ دریا کشیدم

من چه بی انصاف بودم با ترازوی ِ دلم که
تارِ مویت را برابر با همه دنیا کشیدم

با چه رویی بعد از این شعر ِ "نظامی" را بخوانم
بس که "مجنون" بودم و بی خود تو را "لیلا" کشیدم

مرغ ماهی خوار ِ بدترکیب! جوجه اردک ِ زشت!
باورت شد که تو را شهزاده ی ِ قوها کشیدم؟

دختری زیباتر از تو بعد از این بر می گزینم
دختری که ناز ِ او را از همین حالا کشیدم

بعد از این خوش باش با او، می روم از خاطراتت
خاطرت آسوده باشد از خیالت پا کشیدم...

.
شهراد میدری - مهتاب گون
.
http://afasoft.ir/post/285
::



موضوعات : شعر و شاعری ,



آخرین ویرایش : 1394/09/24 ساعت 11:05

مرتبه


2045 - کوه پریدن را
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/09/28 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک
:: بنشین و تماشا کن... از کوه پریدن را ::

:: بنشین و تماشا کن... از کوه پریدن را ::
.
.
.
:
چشمان تو یادم داد؛ فریاد کشیدن را
تا قله به سر رفتن... از کوه پریدن را

اصرار نکن بانو... این پیچ و خمِ وحشی
در مسخره پیچانده، رویای رسیدن را

تا بوده همین بوده... از کاسه ی هم خوردیم
در ما ابدی کردند، آدابِ چریدن را

در ذهنِ پلیدِ زن... هر لحظه در این نیت
بالا بزند هر شب، آن دامنِ ساتَن را

تصویرِ بدی دارد... هر نیمه ی لختِ عشق...
از بس درِ خود کم کرد؛ اندازه ی یک زن را

در مصرع پایانی، از قله صدا بارید
بنشین و تماشا کن... از کوه پریدن را
.




موضوعات : شعر و شاعری ,



آخرین ویرایش : 1394/09/23 ساعت 20:25

مرتبه




 
اشتراک در خبرنامه
نظر سنجی
نظرتون درباره اینترفیس جدید آفاسافت برام مهمه








دردانه هایی از گنجور
جراید
آپارات
آمار بازدید
تعداد مطالب :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :