تبلیغات
آفاسافت.آی آر - مطالب ابر شمع و گل و پروانه

Facebook & Mardomsara: AboalfazlFathiAzad | Twitter: AboalfazlFathi | Gmail & Ymail & Outlook: afa.azad | Skype: aboalfazl.fathiazad | Line & Nimbuzz & Delicious: afasoft.ir | Telegram & Trillian & Other: afasoft

2039 - چایی ات را
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/09/24 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک
:: چایی ات را پُر از شِکر کردم، تا برایت دوباره هم بزنم ::

:: چایی ات را پُر از شِکر کردم، تا برایت دوباره هم بزنم ::
.
.
.
:
در زمستان سردِ چشمانت، با چه انگیزه ای قلم بزنم؟
چایی ات را پُر از شِکر کردم، تا برایت دوباره هم بزنم...

در دلم حسِّ محنت انگیزیست، بعد تو من غریبه ام با شهر
بعد تو با غمت چرا هر شب،"یوسف آباد" را قدم بزنم؟

شیشه ی عطر ِخالی ات اینجاست، مثل رویای تو در آغوشم
قول دادم که بی حضورِ خودت، به تنم عطرِ سرد کم بزنم!

قول دادم به خود که بعد از تو، نیمه شب ها بدون ترسیدن -
خاطرت را بدزدم و پُر گاز، سمتِ بیراهه ی "فشَم" بزنم

فصل فصلِ نوشتن سوگ وُ حسّ وُ حالم شبیه عاشوراست
باید امشب به جای هئیت ها در تهِ کوچه ها حَرم بزنم

باید امشب عمیق گریه کنم، تا عزادار قابلی باشم
باید امشب بدون رویایت، تشنه بر سینه وُ سرَم بزنم

قول دادم که بعد تو شخصا، وارثِ کُلِ غصه ها باشم...
سَنَدش را به نام خود کرده، روی آن مُهر درد وُ غم بزنم
.



موضوعات : شعر و شاعری ,


لینک های مرتبط : لینک مطلب , چایی ات را , صنم نافع ,

آخرین ویرایش : 1394/09/23 ساعت 20:27

مرتبه


1627 - رخ در ماه
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/09/23 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک
:: این عکس رخ توست که بر ماه نشسته ::

:: این عکس رخ توست که بر ماه نشسته ::
.
.
.
:
چشمان تو برهَم زده بازار جَنان را
پیغمبری آموخته موسای شبان را

آشوب به پا کُن همه ی شهر به گوشند
یا شور بزن یا بدران جامه دران را

بازار قم از نقل لبت رو به کسادی است
بیچاره نکن حاج حسین و پسران را...

این عکس رخ توست که بر ماه نشسته
نشنیده ولی بچه پلنگ این جرَیان را

برعهد تو دلبسته و دل خوش به تو کرده
حافظ که رها کرده همه مُغبچِگان را

کافر شده هر کس که تو را دیده به محراب
با یاد تو غلوش غلیان کرده اذان را

آن را که عیان است چه حاجت به بیانش
بوی خوشت اینبار عیان کرده بیان را
.
.



موضوعات : شعر و شاعری ,



آخرین ویرایش : 1394/09/18 ساعت 20:10

مرتبه


2028 - می بینمت
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/09/22 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک
:: می بینمت؟... اما نه! مدت هاست مانده است ::

:: می بینمت؟... اما نه! مدت هاست مانده است ::
.
.
.
:
یک شاخه رز، یک شعر، یک لیوان چایی 
آنقدر اینجا می نشینم تا بیایی... 

از بس که بعد از ظهرها فکر تو بودم 
حالا شدم یک مرد مالیخولیایی 

بعد از تو خیلی زندگی خاکستری شد.
رنگِ روپوش بچه های ابتدایی 

یک روز من را می کُشی با چشم هایت 
دنیا پُر است از این رمان های جنایی 

ای کاش می شد آخرش مال تو بودم.
مثل تمام فیلم های سینمایی 

امسال هم تجدید چشمان تو هستم 
می بینمت در امتحانات نهایی

می بینمت؟... اما نه! مدت هاست مانده است 
یک شاخه رز... یک شعر... یک لیوان چایی...
.
.



موضوعات : شعر و شاعری ,


لینک های مرتبط : لینک مطلب , می بینمت , رضا عزیزی ,

آخرین ویرایش : 1394/09/17 ساعت 08:13

مرتبه


2041 - شمس سوزان
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/09/21 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک
:: شمس من باشی، شرر پاشی، بشورانی مرا ::

:: شمس من باشی، شرر پاشی، بشورانی مرا ::
.
.
.
:
هیزم خشکم که باید گُر بگیرانی مرا 
شمس من باشی، شرر پاشی، بشورانی مرا

خسته ام از انزوا و این سکوت لعنتی...
میهانم کن به آواز شجریانی مرا

گم شدم در داستان بی سرانجام جهان
جان رستاخیز من، پیدا و پنهانی مرا

هفت سالِ آب و آبادانی ام دیگر بس است
هفت سالِ دیگرش باید به ویرانی مرا...

من هرات و بامیان و بلخ پر رنج تواَم
تو دیار شعرخیزی چون خراسانی مرا

مثل آهویی که دل بسته به صیاد خودش
دوست دارم توی چنگالت بچرخانی مرا

با دوچشمان غزلخیز تو حافظ می شوم
التهاب واژه هایی، روح دیوانی مرا

من که مثل یک جواب ساده ی اقلیدسم
تو سوال سخت افلاطون یونانی مرا

مانده ام نام تو در بین کدامین واژه است؟
هم تو زخمی هم تو دردی هم تو درمانی مرا...

بستری خشکم ولی آبستن صد جویبار
ریشه های من تویی، آغاز بارانی مرا

من طنین شعر شورانگیز سعدی می شوم
تو شروع واژه های رو به پایانی مرا...
.
.



موضوعات : شعر و شاعری ,



آخرین ویرایش : 1394/09/17 ساعت 08:12

مرتبه


2024 - فاصله بین من و تو
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/09/20 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک
:: فاصله بین من و شهر شما یک وجب است ::

:: فاصله بین من و شهر شما یک وجب است ::
.
.
.
:
گرچه هنگام سفر جاده ها جانکاه اند
روی نقشه، همه ی فاصله ها کوتاه اند!

فاصله بین من و شهر شما یک وجب است
نقشه ها وقتی از این فاصله ها می کاهند

من که از خود خبرم نیست چه قیدی دارم؟
جمله های خبری قید مکان می خواهند!

راهی شهر شما می شوم از راه خیال
بی خیالان چه بخواهند چه نه؛ گمراهند

شهر پُر می شود از اهل جنون برج به برج
"مهر" خواهان شما "مشتری " هر "ماه " اند!

به "نظامی" برسانید که در نسخه ی ما
خسروان برده ی کَت بسته ی شیرین شاه اند!

چند قرن است که خرما به نخیل است و هنوز
دست های طلب از چیدن آن کوتاهند
.



موضوعات : شعر و شاعری ,



آخرین ویرایش : 1394/09/17 ساعت 08:12

مرتبه




 
اشتراک در خبرنامه
نظر سنجی
نظرتون درباره اینترفیس جدید آفاسافت برام مهمه








دردانه هایی از گنجور
جراید
آپارات
آمار بازدید
تعداد مطالب :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :