تبلیغات
آفاسافت.آی آر - مطالب ابر شمع و گل و پروانه

Facebook & Mardomsara: AboalfazlFathiAzad | Twitter: AboalfazlFathi | Gmail & Ymail & Outlook: afa.azad | Skype: aboalfazl.fathiazad | Line & Nimbuzz & Delicious: afasoft.ir | Telegram & Trillian & Other: afasoft

2100 - تو من می شوی وُ من
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/10/5 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک

:: احساس می کنم که تو من می شوی وُ من ::

:: احساس می کنم که تو من می شوی وُ من ::
.
.
.
:
صبح و طلوع شعر و غزل، ناشتای تو
یعنی سلام... زنده شدم با دعای تو

یعنی دوباره... با تو من از خواب می پَرم
با موج های ملتهب خنده های تو

حس می کنم که جنبش رگ ها و قلب من
تنظیم می شوند به آهنگ پای تو...

یعنی که رگ رگِ تن من شوق می شود
یعنی که تنگ می شود این دل برای تو

احساس می کنم که تو من می شوی وُ من
یک لحظه خواستم که بیایم به جای تو

یک لحظه من به خوبی تو باشم و دلم
یک لحظه! یک دقیقه... شود آشنای تو!

تازه سلام اول این قصه می رسد
پُر می شود تمام من از ماجرای تو

گنجشک می شوی و قناری نغمه خوان
در گوش من ترنم نرم صدای تو

تو خوبی آنقدر که هوا خوب می شود
اصلا هوای من شده خوب از هوای تو

خورشید هم به قدر تو زیبا و خوب نیست...
گُل، سعی می کند که در آرد ادای تو

اصلا خودت بگو که چه کردی که ساختت
این سان لطیف و ناز و معطر، خدای تو؟

خوابم گرفته با تغزل آرام در صدات
آرام می شود دوباره دل از لای لای تو...

صبحانه حاضرست، بفرما غزل بنوش
طعم بهشت می دهد امروز چای تو!

برنامه چیست؟ زل زدن محض در نگات
اکران ماندگار تو و سینمای تو

حالا منم و لطف تو هر لحظه بیشتر
هی سوء استفاده شد از این حیای تو

من چیزهای خوب زیادی نداشتم!
می فهمم آخر ارزش و قدر و بهای تو

می فهمم اینکه نوری و آب و درخت و... آه
می دانم اینکه توی جهان نیست تایِ تو

می دانم اینکه جهان، تلخ و شور و سرد
سنگ و سیاه و سخت تمامش، سوای تو!

من بیست و هشت سال خودم را نوشته ام
می ریزم این تمام خودم را به پای تو

اصلا برای چیست من اینقدر حرف... حرف… حرف
اصلا  تمام  زندگی  من  فدایِ تو

.
#امیر_مرزبان - #تو_من_می_شوی_و_من
.
http://afasoft.ir/post/290
::



موضوعات : شعر و شاعری ,



آخرین ویرایش : 1394/09/30 ساعت 07:51

مرتبه


2092 - آن سوی برف
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/10/4 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک

:: دنبال کودکی که در آن سوی برف بود ::

:: دنبال کودکی که در آن سوی برف بود ::
.
.
.
:
خود را شبی در آینه دیدم دلم گرفت...
از فکر اینکه قد نکشیدم دلم گرفت

از فکر اینکه بال و پری داشتم ولی...
بالاتر از خودم نپریدم دلم گرفت!

از اینکه با تمام پس انداز عمر خود
حتی ستاره ای نخریدم دلم گرفت.

کم کم به سطح آینه برف می نشست
دستی بر آن سپید کشیدم دلم گرفت

دنبال کودکی که در آن سوی برف بود...
رفتم ولی به او نرسیدم دلم گرفت!

.
#مهدی_نقبایی - #آن_سوی_برف
.
http://afasoft.ir/post/289
::



موضوعات : شعر و شاعری ,



آخرین ویرایش : 1394/09/30 ساعت 07:51

مرتبه


2030 - چشم سیاهت
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/10/2 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک
:: دوباره به احساس عشقی عجیب، به چشم سیاهت قسم می خورم ::

:: دوباره به احساس عشقی عجیب، به چشم سیاهت قسم می خورم ::
.
.
.
:
تورا دیدم و هی برای خودم، به رخسار ماهت قسم می خورم
به چشمان پُر مُهر و جان پَرورت، به حس نگاهت قسم می خورم

تو رفتی وُ من با غم رفتنت، میانِ شبِ خانه تنها شدم...
سراسیمه بعد از نماز سحر، به تک قبله گاهت قسم می خورم

همه روز وُ شب فکر وُ ذهنم شدی، به اندیشه ی سبز خوش باورم
دوباره به احساس عشقی عجیب، به چشم سیاهت قسم می خورم...

تو آهسته بُردی مرا در خودم، به رسم غریبانه ی زندگی...
وَ در سوز بی وقفه ی خاطرات، به پایان راهت قسم می خورم!

اگر زنده ماندم به آشوب عشق، ببین غرق دریای یادت شدم
همیشه ولی در شب گریه ها، به رخسار ماهت قسم می خورم...
.
::



موضوعات : شعر و شاعری ,



آخرین ویرایش : 1394/09/30 ساعت 07:52

مرتبه


2034 - اهل قبور
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/10/1 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک
:: چشم بر هم می زنی اهل قبورت می کند ::

:: چشم بر هم می زنی اهل قبورت می کند ::
.
.
.
:
تا که می آیی به خود از راه دورت می کند
عشق با شوری که دارد بی شعورت می کند

پیش از این ها سوره یوسف برایم گفته بود 
پیرکنعان هم که باشی عشق کورت می کند...

روی برکه آب و زیر آن لجن خوابیده است
حیف از عاشق که تنها رو به صورت می کند 

گول آتش بازی چشمان یارت را مخور 
تا بچسباند خمیرش را تنورت می کند

کس نمی فهمد به غیر از ارگ بعد از زلزله...
بی وفایی ها چه با کوه غرورت می کند

آنکه از لیلی برایش سال ها گفتی، شبی
عاشق یارت شده، سنگ صبورت می کند

عشق امضای رضایت نامه مرگ است و بس
چشم بر هم می زنی اهل قبورت می کند

بی رگی ات را به بی جانی من نسبت مده
یک رگ من در تنت باشد غیورت می کند
.



موضوعات : شعر و شاعری ,



آخرین ویرایش : 1394/09/30 ساعت 07:52

مرتبه


2033 - روزی که رفتی
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/09/30 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک

:: به طرزی وحشیانه عاشق زیبایی ات بودم ::

 :: به طرزی وحشیانه عاشق زیبایی ات بودم ::
.
.
.
:
اگر چه گفته بودی پای عشقت تا ابد مَردی
ولی روزی که رفتی خواندم از چشمت، که دلسردی!

به طرزی وحشیانه عاشق زیبایی ات بودم...
به جای عشق بازی، دائما بازی در آوردی

ارس می خواست در آغوش دریای تو بنشیند
ولی با سد قهرت نقشه اش را برملا کردی !

شدم مجموعه دار درد های رایج دنیا!
شدی برعکس من، میراث دارِ دردِ بی دردی…

خیانت در امانت طبق حکم شرع جایز نیست!
امانت بود عشقم در وجودت، حیف نامردی...

مرا با خاک یکسان کرده ای، ای دشمن هم خون؛
تو را با خاک یکسان می کنم روزی که برگردی.
.
::



موضوعات : شعر و شاعری ,



آخرین ویرایش : 1394/09/25 ساعت 08:17

مرتبه




 
اشتراک در خبرنامه
نظر سنجی
نظرتون درباره اینترفیس جدید آفاسافت برام مهمه








دردانه هایی از گنجور
جراید
آپارات
آمار بازدید
تعداد مطالب :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :