تبلیغات
آفاسافت.آی آر - مطالب ابر روسری

Facebook & Mardomsara: AboalfazlFathiAzad | Twitter: AboalfazlFathi | Gmail & Ymail & Outlook: afa.azad | Skype: aboalfazl.fathiazad | Line & Nimbuzz & Delicious: afasoft.ir | Telegram & Trillian & Other: afasoft

2097 - (دفن کنید)
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/09/25 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک

:: شال ابریشم لیلای مرا دفن کنید ::

:: شال ابریشم لیلای مرا دفن کنید ::
.
.
.
:
می روم حسرت دریای مرا دفن کنید
اهل دیروزم و فردای مرا دفن کنید

لحدم را بگذارید به روی لحدم
شال ابریشم لیلای مرا دفن کنید

ایل من مرده کسی نیست که چنگی بزند
وقت تنگ است بخارای مرا دفن کنید

صخره ام، صخره که دلتا شده از سیلی رود
دل که خوب است فقط "تا" ی مرا دفن کنید

تا پر از روسری و سیب شود شهر شما
زیر این خاک غزل های مرا دفن کنید

.
#حامد_عسکری - #دفن_کنید
.
http://afasoft.ir/post/179
::
دانلود دکلمه ی این شعر با صدای من



موضوعات : شعر و شاعری , وویس ,


لینک های مرتبط : حامد عسکری , دفن کنید , وویس ,

آخرین ویرایش : 1394/09/24 ساعت 14:43

مرتبه


1615 - از شهر ما برو
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/09/19 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک
:: گفتند با زبان خوش از شهر ما برو ::

:: گفتند با زبان خوش از شهر ما برو ::
.
.
.
:
در شهر هی قدم زد و عابر زیاد شد
ترس از رقیب بود، که آخِر زیاد شد

این قدرهام نصف جهان جمعیت نداشت
با کوچ او به شهر مهاجر زیاد شد

یک لحظه باد روسری اش را کنار زد
از آن به بعد بود که شاعر زیاد شد

هی در لباس کهنه اداهای تازه ریخت
هی کار شاعران معاصر زیاد شد

ازبس که خوب چهره و عالم پسند بود
بین زنان شهر سَر و سِر زیاد شد

گفتند با زبان خوش از شهر ما برو
ساکِ سفر که بست، مسافر زیاد شد
.
.



موضوعات : شعر و شاعری ,



آخرین ویرایش : 1394/09/17 ساعت 08:12

مرتبه


1771 - مارکوپولو
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/07/20 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک
:: مادرم عمریست می گوید به من مارکوپلو ::

:: مادرم عمریست می گوید به من مارکوپلو ::
.
.
.
:
بوی تو در خانه می پیچد که شاعر می شوم
عشق می پوشم برای بوسه حاضر می شوم

روسری تا از سرت سر می خورد شب می شود
آه وقتی شب شود، آسوده خاطر می شوم

خانم عکاس باشی خانه را تاریک کن
تا شما لب تر کنی من زود ظاهر می شوم

اصلا امشب مثل دریا باش ، دریا که شدی
کشتیِ پهلو گرفته در بنادر می شوم

گرچه من در صنعت کوزه گری نا پخته ام
تو میانش را به من بسپار، ماهر می شوم

هر نگاه چپ به چشمان تو حکمش با من است
چشمشان را می کشم از کاسه نادر می شوم

مادرم عمریست می گوید به من مارکوپلو
تو اگر قصد سفر کردی مسافر می شوم

.
عمران میری - مارکوپولو
.
http://afasoft.ir/post/255
::







آخرین ویرایش : 1394/07/20 ساعت 08:27

مرتبه


 
اشتراک در خبرنامه
نظر سنجی
نظرتون درباره اینترفیس جدید آفاسافت برام مهمه








دردانه هایی از گنجور
جراید
آپارات
آمار بازدید
تعداد مطالب :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :