تبلیغات
آفاسافت.آی آر - مطالب ابر دیجیتال

Facebook & Mardomsara: AboalfazlFathiAzad | Twitter: AboalfazlFathi | Gmail & Ymail & Outlook: afa.azad | Skype: aboalfazl.fathiazad | Line & Nimbuzz & Delicious: afasoft.ir | Telegram & Trillian & Other: afasoft

سرباز شش ماهه
ابوالفضل فتحی آزاد | 14:15 - 1392/02/14 | ( نظر میدم [ دیدگاه] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک

بسم الله الرحمن الرحیم

گلوی داغ

وقتی که بغض، میان حنجره ‏ات تیر می‏کشد و حرارت، بدنت را سوزانده است، هر چقدر شمع ‏های دلت را آب کنی، حجم سوزش آن را نتوانی کم کرد. وقتی لرزش دست‏هایت، به اندازه‏ ای زیاد باشد که حتی برای لحظه ای، قلم در دستت نماند؛ چگونه می‏توانی این غصّه‏ ی دیرینه را که سالیان سال، در گلویِ زخم خورده‏ ی تاریخ مانده است، قصّه کنی؟ امّا نه! باید نوشت، باید تمام دست‏ها را قلم کرد و هزاران بار بیشتر نوشت. آن روز که کمر زمین خم شد و شانه ‏هایش، زیر تاخت و تاز اسب‏ها شکست، این غروب نبود که قطره قطره، سرخیش را بر دامن خورشید، خون می‏چکید؛ آن روز، تیره ‏تر از آن بود که خورشید را به خاطر بیاوری. نگو که خورشید در آسمان می‏درخشید؛ لب‏های تَرَک خورده ‏ی کویر را گواه نگیر، که آن روز، آسمان به زمین آمده بود.زمین، آسمان و آسمان، زمین شده بود، ستاره، پشت ستاره می‏درخشید؛ اگر چه تاریکی بود و ابلیس، صدای روشن «هل من ناصر» را در خباثت چکاچک شمشیرها گم کرده بود؛ امّا انگار، هنوز ستاره‏ ی کوچکی در گهواره ‏ی هستی نفس می‏کشید.ستاره‏ ی شش ماهه ‏ای که بامِ روشناییِ شب‏های تارِ مادر بود و با تمام معصومیتش، به جُرم تشنگی، در دامن خورشید، جان سپرد؛ او، بیش از سهم کوچک خویش، لبیک گوی «هل من ناصر» پدر شد. طیبه تقی زاده - سبطین

شعر : « سرباز شش ماهه »

مدح : « حضرت علی اصغر علیه السلام »

مداح : « محمود کریمی »

 آلبوم : « شش ماهه »


سرباز شش ماهه - شش ماهه - محمود کریمی

ادامه ی مطلب   


ادامه مطلب
موضوعات : شعر و شاعری , صوت ,



آخرین ویرایش : 1392/10/4 ساعت 08:05

مرتبه


میخ در
خادم الحسین | 17:30 - 1392/01/26 | ( نظر میدم [ دیدگاه] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک
بسم الله الرحمن الرحیم

مکسوره الاضلاع

یک مرد و زن آلمانى همراه دختر خود، به محضر آیة الله العظمى سید محمد هادى میلانى (از علمای بزرگ مشهد) وارد شدند. پس از تعارفات معمول گفتند: ما آمده‌‌ایم به شرف اسلام نایل شویم. آیة الله میلانى فرمودند: علت چه چیز است؟ آن مرد عرض کرد: پهلوى این دخترم که در محضر شما نشسته در حادثه‌‌اى شکست و استخوانهایش خرد شد. چنان که پزشکان از معالجه او عاجز شدند و گفتند: باید عمل شود، ولى عمل، خطرناک است. دخترم راضى نشد و گفت: اگر در بستر بمیرم بهتر از آن است که در زیر عمل از دنیا بروم. به هر حال او را به خانه آوردیم. ما یک خدمتکار ایرانى داریم که او را «بى بى» صدا مى‌‌زنیم. دخترم به او گفت: ... 

مداحی : « میخ در »

مداح : « عبدالرضا هلالی »

مدح : « حضرت زهرا سلام الله علیها »

 آلبوم : « یاس کبود »


میخ در - یاس کبود - عبدالرضا هلالی

ادامه ی مطلب    


خواندن در ادامه مطلب
موضوعات : شعر و شاعری , صوت ,



آخرین ویرایش : 1392/10/9 ساعت 07:05

مرتبه


 
اشتراک در خبرنامه
نظر سنجی
نظرتون درباره اینترفیس جدید آفاسافت برام مهمه








دردانه هایی از گنجور
جراید
آپارات
آمار بازدید
تعداد مطالب :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :