تبلیغات
آفاسافت.آی آر - مطالب ابر حامد عسکری

Facebook & Mardomsara: AboalfazlFathiAzad | Twitter: AboalfazlFathi | Gmail & Ymail & Outlook: afa.azad | Skype: aboalfazl.fathiazad | Line & Nimbuzz & Delicious: afasoft.ir | Telegram & Trillian & Other: afasoft

2097 - (دفن کنید)
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/09/25 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک

:: شال ابریشم لیلای مرا دفن کنید ::

:: شال ابریشم لیلای مرا دفن کنید ::
.
.
.
:
می روم حسرت دریای مرا دفن کنید
اهل دیروزم و فردای مرا دفن کنید

لحدم را بگذارید به روی لحدم
شال ابریشم لیلای مرا دفن کنید

ایل من مرده کسی نیست که چنگی بزند
وقت تنگ است بخارای مرا دفن کنید

صخره ام، صخره که دلتا شده از سیلی رود
دل که خوب است فقط "تا" ی مرا دفن کنید

تا پر از روسری و سیب شود شهر شما
زیر این خاک غزل های مرا دفن کنید

.
#حامد_عسکری - #دفن_کنید
.
http://afasoft.ir/post/179
::
دانلود دکلمه ی این شعر با صدای من



موضوعات : شعر و شاعری , وویس ,


لینک های مرتبط : حامد عسکری , دفن کنید , وویس ,

آخرین ویرایش : 1394/09/24 ساعت 14:43

مرتبه


1991 - گل صورتی (کافی بود)
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/08/23 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک
1991 - گل صورتی
:: یک گل صورتی دشت تن ات کافی بود ::

.
.
.
:
بوسه نه... خنده ی گرم از دهن ات کافی بود
این همه عطر چرا؟... پیرهن ات کافی بود!

دانه و دام چرا مرغک پر سوخته را؟
قفسِ زلفِ شکن در شکن ات کافی بود!

می شد این باغ خزان دیده بهاری باشد
یک گل صورتی دشت تن ات کافی بود!

لطف کردی به خدا در غزلم آمده ای
از همان دور، مژه هم زدن ات کافی بود!

قافیه ریخت به هم... خلوت من خوشبو شد
گل چرا ماه؟... در ادکلن ات کافی بود!

.
حامد عسكری - گل صورتی
.
http://afasoft.ir/post/230
::
دانلود دکلمه ی این شعر با صدای من


ادامه مطلب


لینک های مرتبط : حامد عسکری , گل صورتی , وویس ,

آخرین ویرایش : 1394/08/23 ساعت 08:04

مرتبه


1936 - (چای ندارم)
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/07/12 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک

:: امروز عصر چای ندارم... تو مانده ای ::

:: امروز عصر چای ندارم... تو مانده ای ::
.
.
.
:
هر بار خواست چای بریزد نمانده ای
رفتی و باز هم به سکوتش نشانده ای

تنها دلش خوش است به اینکه یکی دو بار
با واسطه سلام برایش رسانده ای

حالا صدای او به خودش هم نمی رسد
از بس که بغض توی گلویش چپانده ای

دیدم دوباره شهر پُر از جوجه فنچ هاست
گفتند باز روسری ات را تکانده ای

می رقصی و برات مهم نیست مرگشان
مشتی نهنگ را که به ساحل کشانده ای

بدبخت من، فلک زده من، بد بیار من...
امروز عصر چای ندارم... تو مانده ای

.
حامد عسکری - چای ندارم
.
http://afasoft.ir/post/209
::

دانلود دکلمه ی این شعر با صدای من



موضوعات : شعر و شاعری , وویس ,


لینک های مرتبط : حامدعسکری , چای ندارم , وویس ,

آخرین ویرایش : 1394/07/5 ساعت 08:27

مرتبه


1600 - (سرمه)
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/07/8 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک

:: هاشور شاعرانه ی شب بر سپیده هاست ::

:: هاشور شاعرانه ی شب بر سپیده هاست ::
.
.
.
:
چون سرمه می وزی قدمت روی دیده هاست
لطف خط شکسته به شیب کشیده هاست

هرکس که روی ماه تو را دیده، دیده است
فرقی که بین دیده و بین شنیده هاست

موی تو نیست ریخته بر روی شانه هات
هاشور شاعرانه ی شب بر سپیده هاست

من یک چنار پیرم و هر شاخه ای ز من
دستی به التماس به سمت پریده هاست

از عشق او بترس غزل مجلسش نرو
امروز میهمانی یوسف ندیده هاست

.
حامد عسکری - سرمه
.
http://afasoft.ir/post/233
::

دانلود دکلمه ی این شعر با صدای من



موضوعات : شعر و شاعری , وویس ,


لینک های مرتبط : حامد عسکری , سرمه , وویس ,

آخرین ویرایش : 1394/07/8 ساعت 07:50

مرتبه


1865 - (نه فانوسی)
ابوالفضل فتحی آزاد | 21:00 - 1394/05/25 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک

:: بپرس از پیشگوهای قدیمی این معما را ::

:: بپرس از پیشگوهای قدیمی این معما را ::
.
.
.
:
نه فانوسی کنار لحظه های تارمان مانده
نه دیگر زلف تاکی بر سر دیوارمان مانده 

فقط اندوه می گیرد سراغی از غریبی مان
همان که یارمان بوده کماکان یارمان مانده

بپرس از پیشگوهای قدیمی این معما را 
چقدر از روزهای مثل زهر مارمان مانده؟

چقدر از دلخوشی های کم و کوتاهمان رفته؟
چقدر از داغ های بر جگر بسیارمان مانده؟

صدای خواندن ازعشق است در گوش کر جنگل
اگرکه قطره خونی گوشه ی منقارمان مانده

تو تقدیر منی ای عشق اماعقل می گوید:
بیا بگذر ز تقدیرت... همین یک کارمان مانده!
.



موضوعات : شعر و شاعری , وویس ,



آخرین ویرایش : 1394/06/18 ساعت 09:21

مرتبه


 
اشتراک در خبرنامه
نظر سنجی
نظرتون درباره اینترفیس جدید آفاسافت برام مهمه








دردانه هایی از گنجور
جراید
آپارات
آمار بازدید
تعداد مطالب :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :