تبلیغات
آفاسافت.آی آر - مطالب وویس

Facebook & Mardomsara: AboalfazlFathiAzad | Twitter: AboalfazlFathi | Gmail & Ymail & Outlook: afa.azad | Skype: aboalfazl.fathiazad | Line & Nimbuzz & Delicious: afasoft.ir | Telegram & Trillian & Other: afasoft

1734 - (نعره پلنگ)
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/10/6 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک

:: ماه پنهان شد... نمایان شد... پلنگی نعره زد ::

:: ماه پنهان شد... نمایان شد... پلنگی نعره زد ::
.
.
.
:
روزگاری قهر بودی روزگاری آشتی
ماجرای عشق ما را ساده می انگاشتی

وقت برگشتن اگر راحت نمی بخشیدمت
این قَدَرها هم مرا احمق نمی پنداشتی

من زمین کوچکی بودم که از ترس کلاغ
جای گندم دورتادورم مترسک کاشتی

گفته بودم ساعت دوری عذابم می دهد
مشتی از شن های ساحل با خودت برداشتی!

نامه دادی: جان من هستی و فهمیدم چرا
از به لب آوردنم احساس خوبی داشتی!

تا که خود را نردبان سازم برای دیدنت
استخوان های مرا پهلوی هم انباشتی

ماه پنهان شد... نمایان شد... پلنگی نعره زد:
داشتم از یاد می بردم تو را، نگذاشتی

.
#احسان_افشاری - #نعره_پلنگ
.
http://afasoft.ir/post/217
::
دانلود دکلمه ی این شعر با صدای من



موضوعات : شعر و شاعری , وویس ,


لینک های مرتبط : نعره پلنگ , احسان افشاری , وویس ,

آخرین ویرایش : 1394/10/5 ساعت 07:48

مرتبه


1677 - (پرده افتاد)
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/10/3 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک

:: كه بازیگر مات این صحنه بودم ::

:: كه بازیگر مات این صحنه بودم ::
.
.
.
:
پرده افتاد
صحنه خاموش
آسمان و زمین مانده مدهوش
نقش ها رنگ ها چون مه و دود
رفته بر باد

مانده در پرده ی گوش
رقص خاموش فریاد
پرده افتاد
صحنه خاموش

وز شگفتیِ این رنگ و نیرنگ
خنده یخ بسته بر لب
گریه خشكیده در چشم
پرده افتاد
صحنه خاموش

و آن نمایش
كه همچون فریبنده خوابی شگفت
دل از من همی بُرد، پایان گرفت
و من
كه بازیگر مات این صحنه بودم
چو مرد فسون گشته خواب بند
كه چشم از شكست فسون برگشاید
به جای تماشاگران یافتم خویشتن را
شگفتا! كه را بخت آن داده اند
كه چون من
تماشاگر بازی خویش باشد؟
وز این گونه چون من
تراشد
فریب دل خویشتن را
كه آخر رگ جان خراشد؟

بلی پرده افتاد و پایان گرفت
فسونكاری این شب بی درنگ
و من در شگفت
كه چون كودكان
بخندم بر این خواب افسانه رنگ؟
و یا در نهفت دل تنگ خویش
بگریم بر اندوه این سرگذشت؟

.
#هوشنگ_ابتهاج - #پرده_افتاد
.
http://afasoft.ir/post/219
::
دانلود دکلمه ی این شعر با صدای من



موضوعات : شعر و شاعری , وویس ,


لینک های مرتبط : پرده افتاد , هوشنگ ابتهاج , وویس ,

آخرین ویرایش : 1394/09/30 ساعت 07:51

مرتبه


2097 - (دفن کنید)
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/09/25 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک

:: شال ابریشم لیلای مرا دفن کنید ::

:: شال ابریشم لیلای مرا دفن کنید ::
.
.
.
:
می روم حسرت دریای مرا دفن کنید
اهل دیروزم و فردای مرا دفن کنید

لحدم را بگذارید به روی لحدم
شال ابریشم لیلای مرا دفن کنید

ایل من مرده کسی نیست که چنگی بزند
وقت تنگ است بخارای مرا دفن کنید

صخره ام، صخره که دلتا شده از سیلی رود
دل که خوب است فقط "تا" ی مرا دفن کنید

تا پر از روسری و سیب شود شهر شما
زیر این خاک غزل های مرا دفن کنید

.
#حامد_عسکری - #دفن_کنید
.
http://afasoft.ir/post/179
::
دانلود دکلمه ی این شعر با صدای من



موضوعات : شعر و شاعری , وویس ,


لینک های مرتبط : حامد عسکری , دفن کنید , وویس ,

آخرین ویرایش : 1394/09/24 ساعت 14:43

مرتبه


1707 - (نگران)
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/09/17 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک
:: یا چشم بپوش از من و از خویش برانم ::

:: یا چشم بپوش از من و از خویش برانم ::
.
.
.
:
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
اصلاً به تو افتاد مسیرم که بمیرم

یک قطره ی آبم که در اندیشه ی دریا
افتادم و باید بپذیرم که بمیرم

یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تَنگ در آغوش بگیرم که بمیرم

این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی است
من ساخته از خاک کویرم که بمیرم

خاموش مکن آتش افروخته ام را
بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم

.
#فاضل_نظری - #گریه_های_امپراتور - #نگران
.
http://afasoft.ir/post/288
::

دانلود دکلمه ی این شعر با صدای من






آخرین ویرایش : 1394/09/16 ساعت 22:17

مرتبه


2098 - (گریه ی تمساح)
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/09/16 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک
:: دیدنِ گریه ی تمساح محال است عزیز ::

:: دیدنِ گریه ی تمساح محال است عزیز ::
.
.
.
:
تا ابد بغض ِ منِ غم زده کال است عزیز!
دیدنِ گریه ی تمساح محال است عزیز!

تا شما خانه اِتان سمتِ شمالِ دهِ ماست...
قبله ی دهکده مان سمتِ شمال است عزیز!

پنجره بین ِ من و توست مرا بوسه بزن...
بوسه از آن طرفِ شیشه حلال است عزیز!

ماهِ من عکس تو در چشمه گِل آلوده شده
عیب از توست ببین چشمه زلال است عزیز!

دام ِ گیسوی تو بی دانه شده می فهمی؟
امپراتوریِ تو رو به زوال است عزیز!

عشق، این نیست که بر گردن من حلقه زده...
اینکه برگردنم افتاده، وَبال است عزیز

چار فصل است دلم منتظر ِ پاسخ توست
لعن و نفرین به تو وُ هر چه سوال است عزیز!

.
#صادق_فغانی - #اشک_تمساح
.
http://afasoft.ir/post/287
::

دانلود دکلمه ی این شعر با صدای من



موضوعات : شعر و شاعری , وویس ,


لینک های مرتبط : صادق فغانی , اشک تسماح , وویس ,

آخرین ویرایش : 1394/09/15 ساعت 14:18

مرتبه




 
اشتراک در خبرنامه
نظر سنجی
نظرتون درباره اینترفیس جدید آفاسافت برام مهمه








دردانه هایی از گنجور
جراید
آپارات
آمار بازدید
تعداد مطالب :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :