تبلیغات
آفاسافت.آی آر - مطالب آبان 1394

Facebook & Mardomsara: AboalfazlFathiAzad | Twitter: AboalfazlFathi | Gmail & Ymail & Outlook: afa.azad | Skype: aboalfazl.fathiazad | Line & Nimbuzz & Delicious: afasoft.ir | Telegram & Trillian & Other: afasoft

1991 - گل صورتی (کافی بود)
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/08/23 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک
1991 - گل صورتی
:: یک گل صورتی دشت تن ات کافی بود ::

.
.
.
:
بوسه نه... خنده ی گرم از دهن ات کافی بود
این همه عطر چرا؟... پیرهن ات کافی بود!

دانه و دام چرا مرغک پر سوخته را؟
قفسِ زلفِ شکن در شکن ات کافی بود!

می شد این باغ خزان دیده بهاری باشد
یک گل صورتی دشت تن ات کافی بود!

لطف کردی به خدا در غزلم آمده ای
از همان دور، مژه هم زدن ات کافی بود!

قافیه ریخت به هم... خلوت من خوشبو شد
گل چرا ماه؟... در ادکلن ات کافی بود!

.
حامد عسكری - گل صورتی
.
http://afasoft.ir/post/230
::
دانلود دکلمه ی این شعر با صدای من


ادامه مطلب


لینک های مرتبط : حامد عسکری , گل صورتی , وویس ,

آخرین ویرایش : 1394/08/23 ساعت 08:04

مرتبه


1510 - (وفا نداشت)
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/08/20 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک

:: اسم تو روی شیشه ی دل اشک شد چکید ::

:: اسم تو روی شیشه ی دل اشک شد چکید ::
.
.
.
:
امشب اتاق عطرِ نگاهِ تو را نداشت
دنیای کوچکی شده بود و خدا نداشت!

از بس که بغض پنجره ها را گرفته بود
دیگر برای ابر نیازی به ها نداشت...

در وسعت هوایِ مه آلودِ پنجره
شیشه برای اسم کسی جُز تو جا نداشت

اسم تو روی شیشه ی دل اشک شد چکید
لبخند که بدون تو دیگر صفا نداشت

این گریه چوبِ عشقِ تو بوده است بر دلم
اما شبیه چوب خدا شد، صدا نداشت

شاید خدای من شده ای این عجیب نیست!
اما نمی شود که خدا شد وفا نداشت

ای کاش دست های دل من شکسته بود
حسی ولی به تو؛ به توی بی وفا... نداشت

.
طیبه برزویی نژاد - وفا نداشت
.
http://afasoft.ir/post/231
::

دانلود دکلمه ی این شعر با صدای من




موضوعات : شعر و شاعری , وویس ,



آخرین ویرایش : 1394/08/18 ساعت 22:23

مرتبه


2026 - (دیگر ندیدنت)
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/08/19 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک
:: تقویم را ورق زدم و باورم نشد ::

:: تقویم را ورق زدم و باورم نشد ::
.
.
.
:
باید چه کرد با غم دیگر ندیدنت؟
مَردَم! بد است گریه کنم بر ندیدنت!

آدم به عادت است، ولی چشم های من
عادت نمی‌کنند به دیگر ندیدنت!

تقویم را ورق زدم و باورم نشد...
چندین شب است زنده ام و در ندیدنت-

-دارم به کارهای خدا فکر می‌کنم
لابد مقدر است... مقدر! ندیدنت

این زخم کهنه مثل خوره می خورد مرا
زخمی که تازه می شود از هر ندیدنت!

جز گریه چیست مرهم این قلب سوخته؟
بنگر چگونه شعله ورم در ندیدنت!!!

شعرم برای هیچ کسی جز خود تو نیست
بانو! چگونه صبر کنم بر ندیدنت؟!

.
عبدالمهدی نوری - دیگر ندیدنت
.
http://afasoft.ir/post/220
::

دانلود دکلمه ی این شعر با صدای من



موضوعات : شعر و شاعری , وویس ,



آخرین ویرایش : 1394/08/18 ساعت 22:23

مرتبه


1728 - زیارتگاهش
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/08/18 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک
:: به جرم عشق تو باشد که آتشم بزنند ::

:: می‌كشد گمشدگان را به زیارتگاهش ::
.
.
.
:
همچنان وعده‌ی بخشایش شاهنشاهش
می‌كشد گمشدگان را به زیارتگاهش

نه در آیینه فهم است، نه در شیشه وهم
عاقلان آینه خوانندش و مستان آهش

به من از آتش او در شب پروانه شدن
نرسیده است به جز دلهره‌ ی جانكاهش

از هم آغوشی دریا به فراموشی خاك!
ماهی عمر چه دید از سفر كوتاهش؟

كفن برف كجا، پیرهن برگ كجا؟!
خسته‌ام مثل درختی كه از آذر ماهش

باز برگرد به دلتنگی قبل از باران
سوره ی توبه رسیده است به بسم الله‌اش

.
فاضل نظری - اقلیت - پادشاه
.
http://afasoft.ir/post/259
::






لینک های مرتبط : فاضل نظری , اقلیت , تکسوگرافی ,

آخرین ویرایش : 1394/08/11 ساعت 09:53

مرتبه


1393 - (افسانه)
ابوالفضل فتحی آزاد | 07:00 - 1394/08/17 | ( نظر میدم [ کامنت] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک
:: ای عشق سنگدل که به آیینه سر زدی ::

:: ای عشق سنگدل که به آیینه سر زدی ::
.
.
.
:
هرگاه یک نگاه به بیگانه می کنی
خون مرا دوباره به پیمانه می‌کنی

ای آنکه دست بر سر من می‌کشی! بگو
فردا دوباره موی که را شانه می‌کنی؟

گفتی به من نصیحت دیوانگان مکن!
باشد، ولی نصیحت دیوانه می‌کنی

ای عشق سنگدل که به آیینه سر زدی
در سینه‌ی شکسته‌دلان خانه می‌کنی؟

بر تن چگونه پیله ببافم که عاقبت
چون رنگ رخنه در پر پروانه می کنی

عشق است و گفته اند که یک قصه بیش نیست
این قصه را به مرگ خود افسانه می کنی

.
فاضل نظری - آن ها - افسانه
.
http://afasoft.ir/post/205
::

دانلود دکلمه ی این شعر با صدای من



موضوعات : شعر و شاعری , وویس ,


لینک های مرتبط : فاضل نظری , آن ها , وویس ,

آخرین ویرایش : 1394/08/10 ساعت 08:08

مرتبه




 
اشتراک در خبرنامه
نظر سنجی
نظرتون درباره اینترفیس جدید آفاسافت برام مهمه








دردانه هایی از گنجور
جراید
آپارات
آمار بازدید
تعداد مطالب :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :