تبلیغات
آفاسافت.آی آر - اتل متل یه بابا

Facebook & Mardomsara: AboalfazlFathiAzad | Twitter: AboalfazlFathi | Gmail & Ymail & Outlook: afa.azad | Skype: aboalfazl.fathiazad | Line & Nimbuzz & Delicious: afasoft.ir | Telegram & Trillian & Other: afasoft

اتل متل یه بابا
ابوالفضل فتحی آزاد | 20:00 - 1391/12/23 | ( نظر میدم [ دیدگاه] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک

«بسم الله الرحمن الرحیم»

قایم باشک                                                                                                               

الان که دارم این پستو براتون آماده می کنم ، فرداش عازم مناطق جنگی جنوبم ، امیدوارم این مسافرت هم مثل همه سفرهای قبلیم ، هم به من و هم به عزیزانی که همسفرام هستند خوش بگذره ، واقعیت امر اینکه خیلی اتفاقی شد ، تو دانشگاه درگیر کارای فارغ التحصیلی بودم که دوستان قدیمیم ، منو خیلی صمیمانه و دوستانه دعوت کردند و من هم  با توجه به این که مشغله کاری داشتم نتونستم دعوتشون رد کنم چون آخه حیفه شهدا بخوان آدمو و آدم نخواد بره ، و اینکه این موضوع سعادتیست که نصیب هر کی نمیشه . از همین حالا ، پیشاپیش عیدو حضورتون تبریک عرض می کنم و آرزوی اینو دارم ، تو این سال جدید خدا ازتون بگیره ، هر چیزیرو که خدا رو ازتون می گیره ، ان شا الله پست بعدی که در خدمتتون هستم ، سال بعدیه و این آخرین پست سال نود و یکه ، خوب مثله همه ی مسارفا که حلالیت می طلبند من هم به رسم ادب همین تقاضا رو دارم ، پس ببخشید اگه اذیت شدید ، خالی از لطف نیست قبل از اینکه به شعر زیبای ابوالفضل سپر بپردازید متن ادبی زیرو مطالعه کنید و لذت ببرید. قربون تک تکتون، تا سال بعد ؛ در امان خدا.

خالصانه آمده‌ایم تا زیارتتان كنیم و با دل‌های خسته اما امیدوار، خدا را در این مكان اهورایی با بغض‌های شكسته فرا بخوانیم و بگوییم كه شهدا! ما شما را فراموش نكرده‌ایم ؛ اصلاً مگر حماسه، شهادت، هویزه، طلائیه، بستان، صدای غرش توپ‌ها، حسین فهمیده‌ها و باكری‌ها، چمران‌ها، آوینی‌ها و ... فراموش شدنی هستند؟ نه، ما آمدیم تا بگوییم كه شما در روح و باطن ما جای دارید. آمده‌ایم تا بگوییم هان ای عاشوراییان! عاشورایی دیگر در پیش است. آمده ایم تا هوار بزنیم: های ای شهدا، راه شما، اندیشه شما و تفكر شما در روح و روان جامعه ایرانی جای دارد. ای شهدای گمنام و ای غلطیده‌شدگان در سرب‌های سرد و سنگین كه به عشق مام میهن و انقلاب و اسلام، سر بر سودای عشق گذاشتید.. اینجا كجاست؟ ما كیستیم ؛ شما كه بودید؟ و كجایید؟ بر مزار كدامتان بگرییم كه بغض امان نمی‌دهد، بگرییم، گریه مگر دوا كند ؛  می‌گرییم اما زهی تاسف كه گریه نیز دوا نمی‌كند ؛كاش كه در ِشهادت باز بود و ...

شعر : « اتل متل یه بابا »

مدح : « شهدای هشت سال دفاعی مقدس »

کتاب: « دفتر سرخ »

شاعر : « ابوالفضل (بهزاد) سپهر »


اتل متل یه باب - دفتر سرخ - ابوالفضل سپهر

ادامه ی مطلب



 اتل‌ متل‌ یه‌ بابا ، که‌ اومده‌ از سفر

اسم‌ بابام‌ "صادقه‌" ، اسم‌ مادرم‌ "هاجر"


عجب‌ عاشق‌ باباست‌ ، وقتی‌ بابا رو دیدش‌

تو کوچه‌ پیش‌ مردم‌ ، اونو بغل‌ کشیدش‌


رفتن‌ بابا جونم‌ ، تو رفتنا چه‌ تک‌ بود

چقدر قشنگ و زیبا ، عین‌ "قایم‌باشک‌"بود


وقتی‌ بابا جونم‌ رفت‌ ، مامان‌ چشمارو بستش‌

دستو گذاشت‌ رو چشماش‌ ، چشمای‌ خیس‌ و مستش‌


میگن‌ بابام‌ دویدو ، زد از تو خونه‌ بیرون‌

تا که‌ مامان‌ دزدکی‌ ، نره‌ به‌ دنبال‌ اون‌


اما بازم‌ مامان‌ جون‌ ، چشماشو وا کرد و دید

یواشکی‌، دُزدَکی‌ ، دنبال‌ بابا دوید


دویدش‌ و دویدش ، ‌سر کوچه‌ رسیدش‌

اما دیگه‌ بابامو ، ندیدش‌ و ندیدش‌


کاسه‌ پُر ز آب‌ رو ، با گریه‌ ریخت‌ تو باغچه‌

همون‌ باغچه‌ قشنگه‌ ، باغچه‌ توی‌ کوچه‌


از اون‌ موقع‌ تا حالا ، اونو پیدا نکرده‌

هنوزم‌ که‌ هنوزه‌ ، دنبال‌ اون‌ میگرده‌


همون‌ که‌ عکس‌ نازش‌ ، خورده‌ به‌ روی‌ دیوار

عکسی‌ که‌ مادرم‌ رو ، بدجوری‌ کرده‌ بیمار


الهی‌ که‌ بمیرم‌ ، چشماش‌ به‌ در سفید شد

پس‌ کی‌ میاد اونی‌ که‌رفتش‌ و ناپدید شد؟


مامان‌ جونم‌ هر چی‌ گشت ، ‌بابام‌ رو پیدا نکرد

گذشتش‌ و یه‌ روزی‌ ، درب‌ خونه‌ صدا کرد


مامان‌ بلند شد از جا ، چادرشو سر کشید

رفت‌ که‌ درو واکنه ، ‌یکدفعه‌ رنگش‌ پرید


با التهاب‌ و تشویش‌ ، خیره‌ شد به‌ روی‌ من‌

بغض‌ گرفت‌ گلوشو ، لرزید زانوی‌ من‌


وقتی‌ که‌ در رو واکرد ، غریبه‌ای‌ رو دیدم‌

بعدش‌ صدای‌ جیغِ‌ِ ، مادرمو شنیدم‌


وقتی‌ اومد تو خونه‌ ، تکیه‌ دادش‌ به‌ در

با گریه‌ گفت: عزیزم‌ ، بابات‌ اومد از سفر


مگه‌ دلت‌ همیشه‌ ، از من‌ بابا نمی‌خواست‌

پاشو برو بدرقه‌اش‌ ، نذار بگن‌ که‌ تنهاست‌


دویدم‌ و دویدم ، ‌سر کوچه‌ رسیدم

‌ولی‌ کسی‌ روشکل‌ِ ، بابا جونم‌ ندیدم‌


همونی‌ که‌ توی‌ عکس‌ ، موهایش‌ یه‌ کم‌ بلنده‌

پیش‌ مامان‌ ایستاده‌ ، با مادرم‌ می‌خنده‌


همونی‌ که‌ قشنگ‌ بود ، رشید و پهلوون‌ بود

همون‌ که‌ وقتی‌ می‌رفت ، ‌خیلی‌ خیلی‌ جون‌ بود


مامان‌ دوید تو کوچه ، ‌شوهر شو صدا زد

با گریه‌ گفت‌ خدایا ، مَردَم‌ به‌ خونه‌ اومد


منو صدا کرد و گفت‌ : اینم‌ بابای‌ نازِت‌

ببین‌ چه‌ پهلوونه ، ‌بابای‌ سرفرازت‌


تا گفتم‌ این‌ بابا نیست ، ‌دست‌ به‌ کمر گرفتش‌

غضب‌ کرد و ناله‌ کرد ، زد زیر گریه‌ گفتش‌:


«چادر من‌ رو نکش‌ ، نذار بابات‌ ببینه

‌بیا بیا عزیزم‌ ، بیا بابات‌ همینه‌


نگو که‌ اون‌ قشنگ‌ بود ، رشید و پهلوون‌ بود

نگو که‌ وقتی‌ می‌رفت‌ ، خیلی‌ خیلی‌ جوون‌ بود


بابای‌ تو همینه‌ ، همون‌ که‌ گفته‌ بودم

‌منم‌ یه‌ روز مثل‌ اون‌ ، جوون‌ بودم‌، نبودم‌؟


درست‌ می‌گفت‌ مادرم‌ ، مامان‌ خیلی‌ جوون‌ بود

راست‌ می‌گفت‌ مادرم‌ ، بابای‌ من‌ همون‌ بود


به‌ روی‌ دست‌ مردم ، ‌یه‌ مرد پهلوون‌ بود

هزار هزاران‌ ملک‌ ، از پی‌ او روون‌ بود


گذاشتنش‌ بابا رو ، مردم‌ به‌ روی‌ زمین‌

مامان‌ بیا لحظه‌ای‌ ، کنار بابا بنشین‌


جای‌ تو رو زمین‌ نیست ، ‌تو مال‌ آسمونی

‌تو هم‌ مثل‌ شوهرت ، ‌نجیب‌ و پهلوونی‌


بشین‌ پیش‌ شوهرت ، ‌ببین‌ چه‌ پهلوونه‌

بیا به‌ مردت‌ بگو ، خوش‌ اومدی‌ به‌ خونه‌


ای‌ که‌ یه‌ روز دویدی‌ ، بدنبال‌ شوهرت‌

آب‌ رو ریختی‌ تو باغچه ، ‌به‌ نیت‌ همسرت‌


ببین‌ کوچه‌ معطربه‌ ، بوی‌ «صادق‌»شده‌

اونجا که‌ آب‌ رو ریختی‌ ، پر از شقایق‌ شده






موضوعات : شعر و شاعری ,



آخرین ویرایش : 1392/10/6 ساعت 11:36

مرتبه


هر آنچه که در ذهنتان می گذرد را ثبت کنید؛ می توانید فیلدهای نام، ایمیل و آدرس وب/وبلاگ را خالی بگذارید.
یك دوست 1391/12/23 20:29
به به،به سلامتی رفیق عزیز ما رو خیلی دعا كن وسلام ویژه ی منم به شهدا برسون.
سلامت بری و برگردی.همیشه پست های عالی نوشتی ممنون برای تمام نوشته های عالیت. شما مارو ببخش اگه یه وقت حرفی زدیم وناراحت شدی.
فقط گوشه چشمی از محبت خدا برای خوشبختی انسانها كافیست
به نگاهش میسپارمت.
ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:
صادقانه عرض می کنم که من جز خوبی چیزی از شما ندیدم
مرسی از محبتتون
تا یه دیدار دوباره
خدا نگه دار
(گل های گلی)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
اشتراک در خبرنامه
نظر سنجی
نظرتون درباره اینترفیس جدید آفاسافت برام مهمه








دردانه هایی از گنجور
جراید
آپارات
آمار بازدید
تعداد مطالب :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :