تبلیغات
آفاسافت.آی آر - پروانگی

Facebook & Mardomsara: AboalfazlFathiAzad | Twitter: AboalfazlFathi | Gmail & Ymail & Outlook: afa.azad | Skype: aboalfazl.fathiazad | Line & Nimbuzz & Delicious: afasoft.ir | Telegram & Trillian & Other: afasoft

پروانگی
ابوالفضل فتحی آزاد | 19:45 - 1393/06/17 | ( نظر میدم [ دیدگاه] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک
       بسم الله الرحمن الرحیم
  کج دار و مریز 
انگار نه انگار همین دیروز یا پریروز بود که یه سری کچل توی کریدور طبقه ی دوم ستاد کل جمع بودیمو جناب سرهنگ قرارگاه داشت پند و اندرز روانه ی ما می کرد، الان که ماه ها از اون ماجرا می گذره من هیچی از صحبتاشون خاطرم نیست فقط این یادمه که می گفت: " تا چشم به هم بزنید خدمت مقدس سربازی تموم میشه؛ فقط پدر چِشِتون در می آد" و خنده ی حضار بود که الان توی ذهنم تداعی شد. خلاصه با خوبی و بدی هر چی بود این استپ از زندگی هم برداشته شد و رفت که بره این پُستم مثه پست شماره ی بیست و نه وب به خاطرات ملحق شه. تجربه های دلشنین و جالبی تو تهران کسب کردم که توی هیچ کتابی نیست و نخواهد بود، مهارت های به درد بخوری رو توی خودم پیدا کردم که هیچ گاه انتظارشو نداشتم از چون منی سر بزنه، یکی از این هزار آیتم همین...

ترانه : «  پروانگی  »
آلبوم : «  تک آهنگ  »
ترانه سرا : «  فرجام خیراللهی  »
آهنگساز و خواننده : «  پدرام شانه ساز  »
سال انتشار : «  1392  »

ادامه ی مطلب
پدرام شانه ساز - تک آهنگ - پروانگی
                 
  ادامه ی متن : 

... تایپ آن سیه که الان لذت نگارشو برام دو چندان کرده، بهترین حُسن این خدمت این بود که کامپیوتر همیشه و همه جا جلو دستم بود و می تونستم خیلی خیلی کار کنم و خیلی خیلی کارارو رو به راه کنم، گاهی که بیکار می شدم بیکار نمی موندم، مگه میشه کامپیوتر دَمِ دست باشه و آفا بیکار بشینه این از محالاته، آدمای بزرگی که دیگه من بخوامم نمی تونم ببینمشون رو تجربه کردم، واقعا لذت بخش بود اینکه با بزرگ تر از خودت نشست و برخاست داشته باشی، زندگی جمعی و آسایشگاهی رو هم مزشو چشیدیم این اواخر که ارشد بودم خداییش خوش مزه بودا و چه کارایی که نکردیم. الان که دارم این متنو تند تند می نویسم تو تعطیلات پایان دوره خدمتی به سر می برمو اگه خدا بخواد شنبه بیست و نه شهریور برم تهران امضاها رو  جمع و جور کنم و یه سری خرت و پرتی که جا گذاشتم آسایشگاه اونارم بردارم و بیامو بچسبیم به کار و زندگی که دیگه کم کم همه چی داره رنگ واقعیت به خودش می گیره، احتمال زیاد ارشد شرکت کنم و خدا بخاد پذیرفته شم، حیفه فوق لیسانسو نگیریم ما که این قد پیش اومدیم یه ذره هم روش، خداییش بد فرم دلتنگ درس و کتابم، این که مطلب بخونی و چیز یاد بگیری بهترین و با حال ترین کاریه که یه نفر می تونه داشته باشه. هیچ وقت یادم نمی ره کل هفته رو صبر می کردم تا چهارشنبه شه و بعد نهار ساک ببندم برگردم بیام قزوین، تا میرسیدم می نشستم پای پی سی تا خوداون لحظه ایی که باید برمی گشتم تهران مشغول بودمو مشغول، زرنگی که می کردم یه هفته در میون یا چهارشنبه رو یا خود شنبه رو مرخصی می گرفتم این یعنی یه روز بیشتر خونه موندن و یه روز بیشتر تهران نبودن، خلاصه و خلاصه کج دار و مریز اونم به معنی واقعی کلمه سربازی به پایان رسید هم تو قسمت و هم تو آسایشگاه فقط ذهنم مشغول این بود که این دو فعل کج دار و مریز رو صرف کنم. خَب سر درد دادیم ببخشید، برقرار و پایدار به امید دیدار خدا نگه دار...


  داستانک : 

مردی داشت در بیشه زارهای دوردست آفریقا با خیالی آسوده و قلبی آرام قدم می زد که ناگهان صدای وحشتناکی که مدام داشت بیشتر و بیشتر می شد به گوشش رسید. به پشت سرش که نگاه کرد دید شیر گرسنه‌ ایی با سرعت باورنکردنی دارد به سمتش می‌آید در این حین او فرار را به قرار ترجیح داد و سرعت حرکت خویش را چند برابر نمود؛ شیر وحشی که از گرسنگی بیش از حد تورفتگی شکمش کاملا به چشم می خورد داشت به او نزدیک و نزدیک تر می شد که ناگهان مرد در حال دو، چاهی را در مقابل خود دید که طنابی از بالا به داخل چاه آویزان بود. سریع خود را به داخل چاه انداخت و از طناب آویزان شد. تا مقداری صدای نعره‌های شیر کمتر شد و مرد نفسی تازه کرد متوجه شد که در درون چاه اژدهایی عریض و طویل با سری بزرگ برای بلعیدن وی لحظه‌ شماری می‌کند. مرد داشت به راهی برای نجات از دست شیر و اژدها فکر می‌ کرد که متوجه شد دو موش سفید و سیاه دارند از پایین چاه از طناب بالا می‌ آیند و همزمان دارند طناب را می‌ خورند و می‌ بلعند. مرد که خیلی ترسیده بود با شتاب فراوان داشت طناب را تکان می‌داد تا موش‌ها سقوط کنند اما فایده‌ایی نداشت و از شدت تکان دادن طناب داشت با دیواره‌ی چاه برخورد می‌کرد که ناگهان دید بدنش با چیز نرمی برخورد کرد. خوب که نگاه کرد دید کندوی عسلی در دیواره‌ی چاه قرار دارد و دستش که آغشته به عسل بود را لیسید و از شیرینی عسل لذت برد و شروع کرد به خوردن عسل و شیر و اژدها و موش‌ها را فراموش کرد که ناگهان از خواب پرید. خواب ناراحت‌ کننده‌ای ی بود و تصمیم گرفت تعبیر آن را بیابد و نزد عالمی رفت که تعبیر خواب می‌ کرد و آن عالم به او گفت تفسیر خوابت خیلی ساده است: شیری که دنبالت می‌ کرد ملک الموت(عزراییل) بوده... چاهی که در آن اژدها بود همان قبرت است... طنابی که به آن آویزان بودی همان عمرت است... و موش سفید و سیاهی که طناب را می‌خوردند همان شب و روز هستند که عمر تو را می‌گیرند... مرد گفت ای شیخ پس جریان عسل چیست؟ گفت: عسل همان دنیاست که از لذت و شیرینی آن مرگ و حساب و کتاب را فراموش کرده‌ای...


  تلنگر: 

به کـــــــــــــــــرم های اطرافتان  پیله  نکنید
هههههههوای  پروانه  شدن به سرشان می زد


  شعر و ترانه:   
         
                            
مــــــی خوام همونی شم که تــو مــی خوای، احــــساسم امشب ایده آلِت شه
آغوشم اونقدر گرم باشه کــــــــه، تـــا صبح اینجـــا خـــــوش بــه حالــت شه

مــــــی خوام از امشب خونمون بـــــازم، قصر طلــاییــــت باشــــه خانـــومــم
دستــاتــــــو دور گــــــردنــــــم بنداز، با عطــــــــر مــــــوهات آروم آرومـــم

بـــــــاید از امشــــــــب عشــــــــق بیـــن ما چیــــــزی شبیــــه زندگی باشــه
پــــایــان تو پیـــــله نشستــــن ها آغـــــاز ایـــــــن پــــــروانـــــــگی باشــــه

حســـــــــــی که بیـــــــن ما وجـــــــود داره باید یـــــــه ذره خـــــاص تر باشه
باید از امشب تــــــــوی این خـــونه مـــــرد بـــــــا احســـــاس تــــــر باشــــه



  دانلود : 

با مراجعه به بخش اول می توانید ترانه ی زیبا و رمانتیک پروانگی را تحت عنوان Pedram Shanehsaz - Parvanegi.mp3؛ با کیفیت 259 و حجم 06.81 مگابایت از 5 سرور قدرتمند مدیافایر، پرشین گیگ، پیکوفایل، ترینبیت و پارس گیگ دانلود نمایید.

* پیشنهاد من جهت دانلود سرور مدیا فایر می باشد *


بخش اول: دانلود ترانه ی پروانگی با کیفیت 259  06.81 مگابایت

مدیا فایرپرشین گیگپیکوفایل ترینبیت پارس گیگ





موضوعات : شعر و شاعری , صوت , گپ ,



آخرین ویرایش : 1393/09/5 ساعت 07:00

مرتبه


هر آنچه که در ذهنتان می گذرد را ثبت کنید؛ می توانید فیلدهای نام، ایمیل و آدرس وب/وبلاگ را خالی بگذارید.
z Yz 1393/09/25 20:27
احتمال زیاد ارشد شرکت کنم و خدا بخاد پذیرفته شم، حیفه فوق لیسانسو نگیریم ما که این قد پیش اومدیم یه ذره هم روش، خداییش بد فرم دلتنگ درس و کتابم، این که مطلب بخونی و چیز یاد بگیری بهترین و با حال ترین کاریه که یه نفر می تونه داشته باشه.

چی شد پس؟
انشالله...
ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:
عاقبت با قلم شرم نوشتند؛ نشد...
هم کلاسی 1393/06/30 19:42
سلام آفا، نه خسته.....
آهنگی که گذاشتی حالمو گرفت....
حس بدی بهم داد...
آهنگ شاد و شنگول پیدا کردی یه حالی به ما هم بده...
مرسی....
ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:
سلام عزیزم، خدا قوت
عی ب چشم حتمن تو اولین فرصت
تشکر از شما و توجهتوووون

1393/06/20 12:23
قسم به پرستو ،
آن گاه که جفتش میمیرد
وتنها به آشیانه بازمیگردد.
چه غروب غریبی!
قسم به کرم شب تاب ،
آن گاه که از پیله بیرون می آید
وبانسیم هم آغوش میشود.
چه پروازی!
قسم به خورشید ،
آن گاه که تو بر آن می تابی،
چه تلالویی!
قسم به همه دانه ها ،
آن گاه که در خاک می میرند
و در نور متولد میشوند.
چه رستاخیزی!
قسم به ساقه ای که در باد می شکند.
قسم به پروانه ها،
آن گاه که از ایشان جز خاکستری
بر جای نمانده است.
چه اشتیاق سوزانی!
قسم به تمامی آیینه ها،
آن گاه که در برابر آب قرار میگیرند.
قسم به لطافت قسم،
می دانم
که میدانی
که
دوستت دارم!
ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:
عالی کتاب فهم عاشقانه های هستی اثر مسیحا برزگر
این کتاب بی ننظیرع بی نظیرر

lمرتضی 1393/06/18 23:57
سلام.
داداشی بالاخره کابوس وحشتناک سربازی تو
و همین طور دوری من از تو دوست عزیزم که برام واقعا خیلی سخت بود
در حال اتمامه
الحمدالله
ان شا الله با سلامتی
هر جاهستی موفق باشی
ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:
سلام عزیزم
ممنونم از محبتت
شاد و تندرست باشی رفیقققق
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
اشتراک در خبرنامه
نظر سنجی
نظرتون درباره اینترفیس جدید آفاسافت برام مهمه








دردانه هایی از گنجور
جراید
آپارات
آمار بازدید
تعداد مطالب :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :