تبلیغات
آفاسافت.آی آر - دلخوشی

Facebook & Mardomsara: AboalfazlFathiAzad | Twitter: AboalfazlFathi | Gmail & Ymail & Outlook: afa.azad | Skype: aboalfazl.fathiazad | Line & Nimbuzz & Delicious: afasoft.ir | Telegram & Trillian & Other: afasoft

دلخوشی
ابوالفضل فتحی آزاد | 17:00 - 1392/12/29 | ( نظر میدم [ دیدگاه] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک
      بسم الله الرحمن الرحیم
  روزای آخر اسفند 
نرم نرمک می رسد اینک بهار، خوش به حال روزگار، خوش به حال چشمه ها و دشت ها، خوش به حال دانه ها و سبزه ها، خوش به حال غنچه های نیمه باز؛ باز هم سال جدید از راه می رسد و به همراه خود تازگی و طراوت را به ارمغان می آورد. تکرار در پی تکرار، شادی در پس نشاط، زمین نفسی دوباره می کشد. برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زنند و پرنده های خسته بر می گردند و در این رویش سبز دوباره… من… تو… ما… کجا ایستاده ایم. سهم ما چیست؟ نقش ما چیست؟ پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟ زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان می گوییم؛ باز نسیم گوارایی مستانه ... 

ترانه : «  دلخوشی  »
آلبوم : «  ساز مخالف  »
ترانه سرا : «  مریم حیدرزاده  »
خواننده : «  مجتبی کبیری  »
تنظیم : «  مهران خاصی  »

سال انتشار : «  1383  »

ادامه ی مطلب
مجتبی کبیری  - ساز مخالف - دلخوشی
           
  ادامه ی متن : 

... گیسوان مُشک بوی بوته های گلاب را، با آهنگ موزونی به رقص در می آورد تا با لاله ی خوش عذار،نرگس و ریحان و گل های دشتی همزمان جوانه زنند و ترانه ی دلخوشی را به گوش عشاق برسانند و آنگاه در چمن ها طوفان برپا کنند... باز هوای شاداب به عشرتگاه باغ و لاله زار ها راه می گشاید و گل های سرخ و زرد و نیلوفری را که در سبزه زار ها می رویند نوازش می دهد و آنگاه پربار چمن را به نظاره می نشیند و همین که در مرغزاران حریر پوش به میزبانی مردان پاکدل دشت می شتابد ناله ی نی را می شنود و وظیفه دار این پیام میگردد... زمستان کوله بار نه چندان برفی اش را بست و در روزهای پسین نیز وداع برفی اش را با شهرمان کرد.گویی می خواست به همه ی ما که در میان روزمردگی ها و مشغله ها سردرگمیم، یادآوری کند که من زمستان بودم که در میان شما ـ نه چندان پرقدرت ـ مدّتی را زیستم و اکنون با شما وداع می کنم. زمین هم، همان روزها ـ و البتّه پیش تر ها ـ لباس سفیدش را از تن بدر آورد و خود را آماده ی پوشیدن لباس سبزش کرد. گویی دیگر خسته شده بود و نای بودن با لحظات بی برف و باران زمستان را نداشت و به بهاری شدنش اصرار می ورزید؛ در حسرت حریر سبزش بود و خودش هم آهسته آهسته ، منگوله های ریز و سبز رنگش را بر سر شاخه های درختان می آویخت. بی قرار تازه شدن بود، بی قرار بهاری شدن. بی قرار قدوم کوچک و رنگین شکوفه ها. بهار می آید. آغاز تجدید خاطره ای دیگر با طبیعت. هر روز و سال نو با دیدن درختان میهمان کوچه ها و خیابان هایمان، یاد آشنایی دور در ذهنمان زنده می شود. گویی همه از یاد برده بودیم که درختان این شاخه های خشکیده نیستند و روزگاری شاخه هایی بوده اند پُراز زمردهای سبز. پُر از شادابی و طراوت. بهار می آید. فصل حرکت و نعمت. فصل تحول و تغییر. فصل تکرار دوباره ی موسیقی: «یا مقلب القلوب و الابصار !  یا مدبر الیل و النهار! یا محول الحول و الاحوال! حول حالنا الی احسن الحال!» همه بی قرار تکراریم. بیقرار زمزمه ی این واژه های خاطره انگیز که هر سال در یک لحظه، یک ثانیه بر زبان همگان جاری می شود. این جمله های آشنای سال های دور و نزدیکمان. سال های دور کودکی و نوجوانی و سال های نزدیک دیروز و امروزمان... به راستی که چه با ارزش و پرقدر است این لحظه! این لحظه ی پرارزش ما ایرانیان! لحظه ی حلول سال نو در کنارسفره ی هفت سین. سفره ای پر از سین و گاهی هم حروفی دیگر.سفره ای پر از سیر و سکّه و سمنو... و آیینه ای و قرآنی که آن را سبزتر و زیباتر کرده است. لحظات ورود سال نو نزدیک است. همه کنار سفره این لحظه اند. همه بی قرار نوشیدن اند و از کهنگی گریزان! از کهنگی یک سال پیش روزگار! از کهنگی لحظه های تکراری شنبه تا جمعه ها!  من هم پر از دلشوره می شوم. دلشوره ای شیرین و آشنا. به آشنایی لحظات پر شور کودکی. لحظه های پر از دغدغه ی شیرین پوشیدن لباس های نو و تا نخورده ی عید. لحظه ی پرشور گرفتن عیدی از دست بزرگتر ها. لذت شمردن هر روزه ی اسکناس های تا نخورده ی عیدی! به یاد آن روز ها در دلم می خندم و به ماهی قرمز تنگ بلور خیره می شوم و می خواهم بیقراری درونم را در چشمان گرد و چرخانش ببینم. به تنگ بلور نزدیک تر می شوم. ماهی هم بی قرار می شود، شبیه لحظه های اکنون من.


  تلنگر: 

:: :: ::
آرزو
 
دارم   نوروزی   که پیــش رو داری
آغــــاز روزهــــایـــــی باشد که   آرزو  داری

:: :: ::
::   عید واقعی  از آن کسی است که آخر سالش را جشن بگیرد نه اول سال را  ::

  شعر و ترانه:    
                    
                           
حیــفـــه فردا که تمـــومه کوچه ها و باغا سبــــزَن‏
یه عالــــم پرنــــده اینجـــا از غــــــمو غصه بِلرزن

چِــقَــدَر خوبـه دوبـــــاره روزای آخـــــر اسفنـــــد
روی هر لبــی بشونیــم دو ســـه تا غنچـه ی لبخند

دوباره بهــار میـــــادو باز همـــون حرفه همیشـــه
اگه دلخوشی نباشه هیچ کجا بهار نمیشه
روزای آخر اسفند همه جا صحبت عیـده
خوش به حاله اون دلی که پیش گل ها رو سپیـده


 ســـرزمیــنمـــون اگر چـــه، پُــره آدمــای تنـهــاس
اما خــونــه ی قشنگــــه بهتــریــــن دلای دنیـــاس

خونـــه ی گلای نـــازی که دســـه همــو می گیـــرن
خونه شکوفــــه هایی کــه بـــرای هـــم می میــرن

اینجـــا آدما اگــــر چــه فکــــر لحظـــه های تـــازن
دلشـون می خــــواد برای همـــه تازگـــی بســـازن


  دانلود : 

با مراجعه به بخش اول می توانید ترانه قدیمی و خاطره انگیز دلخوشی با درون مایه ی بهار را تحت عنوان Mojtaba Kabiry - Delkhoshi.mp3؛ با کیفیت 128 و حجم 04.42 مگابایت از 5 سرور قدرتمند مدیافایر، پرشین گیگ، پیکوفایل، پارس گیگ و ترینبیت دانلود نمایید.

* پیشنهاد من جهت دانلود سرور مدیا فایر می باشد *


بخش اول: دانلود ترانه ی دلخوشی با کیفیت 128  04.42 مگابایت

مدیا فایرپرشین گیگپیکوفایل پارس گیگ ترینبیت





موضوعات : شعر و شاعری , صوت ,



آخرین ویرایش : 1393/01/1 ساعت 09:15

مرتبه


هر آنچه که در ذهنتان می گذرد را ثبت کنید؛ می توانید فیلدهای نام، ایمیل و آدرس وب/وبلاگ را خالی بگذارید.
آهنگ جدید 1396/09/28 00:42
مطلب خوبی بود
ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:
علی 1393/02/9 20:51
داستانک رو که خوندم یاد این شعر افتادم که:
عاشقی لایق هر آدم پیزوری نیست/
چسرم عشف که یک حس همینجوری نیست
ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:
پسرم عشق که یک حس همینجوری نیست
مرسی علی جان
زیبا بود
تشکر
اذر 1393/01/14 22:15
آسمان به آسمان ، کوچه به کوچه ، رویا به رویا

هر جایی که می نگرم با منی اما دلم برایت تنگ می شود


ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:
دلتنگم مثل ماه که بدون نیمه اش هر شب لاغرتر می شود !
اذر 1393/01/14 22:14
تو که نمی آیی

تاج و تختی برای خودش به هم می زند …

دلتنگی !


ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:
دلتنــــــگ نشــــدی ببیــــــنی
چـــــگونه خوبتـــــرین خــــاطره هــــــا
بی رحــــــم ترینــــــشان می شــــــود …
اذر 1393/01/14 22:13
خدایا من به کدامین دلتنگی خندیدم

که این چنین دلتنگم ؟


ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:
کاش دهخدا می‌دانست
دلتنگی …
اشک ….
فاصله ….
بی وفایی….
تعریفش فقط دو حرف است “تـــو
اذر 1393/01/7 14:08
دلتنـــــ♥ـــگی

فــــقط از ندیدن نیست

لــــــــحظه های "بی خبری"

همیــــــــشه پر از دلتــــــــنگیست.....



ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:
بی قرار تو امو در دل تنگم گله هاس
آه، بی تاب شدن عادت کم حوصله هاس
.
دلتنگی هایم را نشاندم روی دوش بادبادک و فرستادمشان به آسمان …
دارد باران می بارد !
اذر 1393/01/7 14:07
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﻢ …
ﻓﻘﻂ … ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻟﻌﻨﺘﯽ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﮕﻮ :
ﺣﻼﻟﻢ ﮐﻦ ؛ ﻫﻨﻮﺯ ﺷﺐ ﻫﺎ ﺑﺎ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﻢ . .



ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:
تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم
تو چیستی که من از موج هر تبسم تو
به سان قایق سرگشته روی مردابم
اذر 1393/01/7 14:07
اگه یه روز یکی با همه ی قلبش دوست داشت
حواست باشه
تو خاص نیستی
اونه که آدم کمیابیه و در حال انقراض
مواظبش باش


ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:
برکه ای گفت به خود، ماه به من خیره شده ست
ماه خندید که من چشم به «خود» دوخته ام
اذر 1393/01/7 14:05
سکوت می کنیم....

به یاد تمام "دوستت دارم" هایی که در گلو ماند !

سکوت می کنیم...

به احترام تمام خاطراتی که درودیوار زندگی را آذین بسته اند !

سکوت می کنیم...

برای لحظه ای بیشتر باهم بودنمان . . . .

و سکوت انگار سخت ترین کار ِ دنیاست !

سکوت می کنیم !

آخ !

دیدی چه شد ؟

من با همین کلمات سکوتم را شکستم.......




ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:
فردا اگر بدون تو باید به سر شود
فرقی نمی کند شب من کی سحر شود

شمعی که در فراق بسوزد سزای اوست
بگذار عمر بی تو سراپا هدر شود

رنج فراق هست و امید وصال نیست
این"هست و نیست"کاش که زیر و زبر شود

رازی نهفته در پس حرفی نگفته است
مگذار درد دل کنم و دردسر شود

ای زخم دلخراش لب از خون دل ببند
دیگر قرار نیست کسی با خبر شود

موسیقی سکوت صدایی شنیدنی است
بگذار گفتگو به زبان هنر شود

اذر 1393/01/7 12:32
وقتی خدا را بیش از هر چیز دوست داشتی جشن بگیر مؤمن شدنت را .



ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:
خدا کسی است که باید به دیدنش بروی
خدا کسی که از آن سخت می هراسی نیست
نوگل باغ 1393/01/7 10:46
سلام آفا صبح بهاریت بخیر
من از طرفتون نایب الزیاره بودم
ان شاالله قسمت خودت بشه که بری کربلا زیارت
آهنگ این پستت خیلی قشنگه داشتم گوشش میدادم در انتخاب اهنگ متناسب با پستتون سلیقه خوبی داری
خوش به حاله اون دلی که پیش گل ها رو سپیـده
ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:
سلام و درود بر شما
محبت کردین
یه دنیا ممنون
مرسی و تشکر از این حضور سبزتون
.

.
برقرار باشید
اذر 1393/01/5 22:34
گــاهـی اگــر مـــال دزدیـده شـده ات را
از دزد بخــری
بـــاز هــم ســود كــردی ...
حـــالا شـب هـــایــم را بــه مــن چنــد میفــروشــی ؟
دلم ارامش می خواهد...


ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:
دلم آرامش م ی خ و آ ه د
.
اذر 1393/01/5 22:33
ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﺁﺩﻡ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﺍﺯ ﯾﮑﯽ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ " ﻭﺍﺑﺴــــــــﺘـﮔﯽ ...


ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:
واسه زنجیر پیوستگی قانونه...
اذر 1393/01/5 22:32
میــــــانِ انکار هــــــای تــــــو ...
بــــــرایِ همیشــه گــُم شــــــد ...
آن خیالــــی کــــه ،
از دوســــــت داشتــــــنِ " تــــــو " ساختـــــه بـــــودم ..


ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:
کاش دست دوستی هرگز نمی دادی به من
آرزوی وصل از بیم جدایی بهتر است
اذر 1393/01/5 22:32
هیس.......اینجا انتهای زمین است...
درست لحظه ی مرگ انسانیت...
جایی که دست های مادران بوی خون می دهد!!!
بوی "جنایت"
و آبهای راکدش طعم کودکانی را می گیرد که بی نفس خفه می شوند در خفقان این نکبت آباد!
معصومیت ها دریده می شوند...
و "آدم "ها...
همین ما آدم ها...
چه ساده می گذریم از کنار درد هایمان
"این درد های مشترک"
اینجا انتهای زمین است...
درست همین جایی که ما ایستاده ایم!!!!



ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:
اگرچه می گذریم از کنار هم آرام
شما ز من متنفر من از شما بیزار
نوگل باغ 1393/01/3 11:42
سلام و درود فراوان

سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت

بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام

سال خرم، فال نیكو، مال وافر، حال خوش،

اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام

********سال نو مبارك********
ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:
سلامممممممممممممم بر شما
سال نوی شما هم پر برکت و شادی
تشکر تشکر تشکر

.
زیارت قبول؛ رسیدن به خیر، زیارت جدش ان شا الله...
من 1393/01/2 04:57
خوش به حاله اون دلی که پیش گل ها رو سپیـده
ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
اشتراک در خبرنامه
نظر سنجی
نظرتون درباره اینترفیس جدید آفاسافت برام مهمه








دردانه هایی از گنجور
جراید
آپارات
آمار بازدید
تعداد مطالب :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :