تبلیغات
آفاسافت.آی آر - تاوان

Facebook & Mardomsara: AboalfazlFathiAzad | Twitter: AboalfazlFathi | Gmail & Ymail & Outlook: afa.azad | Skype: aboalfazl.fathiazad | Line & Nimbuzz & Delicious: afasoft.ir | Telegram & Trillian & Other: afasoft

تاوان
ابوالفضل فتحی آزاد | 11:00 - 1392/10/9 | ( نظر میدم [ دیدگاه] آفاسافت: ارسال این پست از درگاه وای میل آفاسافت: ارسال این پست از درگاه جی میل آفاسافت: اشتراک این پست در لینکیدین اشتراک این پست در فیسبوک
 بسم الله الرحمن الرحیم
  آوای باران 
دل آدم، گاهی گرم می شود چه ساده، به یک دلخوشی کوچک؛ به یک احوالپرسی ساده؛ به یک دلداری کوتاه؛ به یک تکان سر یعنی تو را می فهمم. به یک گوش دادن خالی بدون داوری! به یک همراهی شدن کوچک، به حتی یک همراهی کوتاه ممتد. به یک پرسش «روزگارت چگونه است؟» به یک دعوت کوچک به صرف یک فنجان قهوه؛ به یک وقت گذاشتن برای تو. به شنیدن یک «من کنارت هستم» به یک هدیه ی بی مناسبت، به یک غافلگیری، به یک خوشحال کردن کوچک، به یک شاخه ی گل. دل آدم گاهی...
ترانه : «  تاوان  »
آلبوم : «  تک آهنگ  »
ترانه سرا : «  روزبه بمانی  »
آهنگساز : «  علی کهن دیاری  »
تنظیم : «  هومن نامداری  »
میکس و مسترینگ : «  آرش پاکزد  »
انتشار : «  1392  »
متن ادبی : «  شاپرک  »
ایده : «  نرگس  »



ادامه ی مطلب
تاوان - تک آهنگ - احسان خواجه امیری
 
  ادامه ی متن ادبی: 
... چه شاد است، به یک فهمیده شدن درست...! به یک لبخند، به یک سلام. به یک تعریف، به یک تایید؛ به یک تبریک؛ و ما چه بی رحمانه این دلخوشی های کوچک و ساده را ازهم دریغ می کنیم و تمام محبت و دوست داشتن هایمان را گذاشته ایم کنار، تا به یکباره آنها را از پس مرگ نثار هم کنیم؛چه بی رحمانه. یادش بخیر؛ بچه که بودیم دل دردهایمان را به یک زبان می گفتیم همه می فهمیدند، بزرگ که شدیم درد دل ها را به صد زبان می گوییم کسی نمی فهمد؛ دلتنگ کودکیم. یادش بخیر، قهر می کردیم تا قیامت و لحظه ی بعد قیامت می شد، اما نه؛ کاش همیشه کودک می ماندیم تا به جای دلهایمان، سر زانوهایمان زخمی می شد. براستی کاش همچون کودکی تنها غصه یمان شکستن نوک مدادمان بود. دلبسته به سکه های قلک بودیم. دنبال بهانه های کوچک بودیم. رویای بزرگ تر شدن خوب نبود؛ ای کاش تمام عمر کودک بودیم و کاش در کودکی می ماندیم. آنجا که تنها تلخی زندگیمان، شربت تبمان بود. تازه دارم حکمت بازی های کودکی را می فهمم. ذوو تمرین این روزهای نفسگیر بود و اما امروز پشت کدامین مغازه پا بکوبیم که برایمان آرامش بخرند؟! آرامشی از جنس اشعار باران، آرامشی با ملودی آوای باران.

  تلنگر:  
::  بـرای درخـت ها ، عـ ــ شـ ـ ـق همیــشه  نافـرجام اســت  ::
::  بــه     آسمان    هــم كه بــرسند؛ به همـــدیگر نمی رسنـد  ::
::  مــگر ایـــنــکه   تـ ـ ـ بـ ـ ـ ر    کــــاری كــنـــد  ::
  ترانه و شعر: 
      
                   
منــو جـــون پناهت خــودت کن بـــرو... بزار پای این آرزوم واستـــم
به هر کی بهم گـفت ازت رد شــده؛ قســـم می خورم خودم خواستـم
مـنو جـــون پناهت خودت کن برو... من از زخم هایــی که خوردم پُرم
تو بایــــد از این پلــــه بالا بری؛ تو بالا نـــری من زمیــــن مــــی خورم


درست لحظه ای که تو بایــــد بری، اسیــر یـــه احســـاس مبهم شدیم
ببیــــن بعد یک عمـــــر پرپر زدن؛ چــــه جــای بدی عاشــق هم شدیم
برای تــــو مـُــردن شـــده آرزوم، یه حقی که مــــن دارم از زنـــــدگی
نـــگاه کن تو ایـــن بــرزخ لـعنتــــی، چه مــــرگــی طلب کارم از زندگی

 بــــه هر جــا رسیــدم بـــــه عشـــــــــق تو بــــــود
کنـــار تو هــــــــر چـــی بگــی داشــــتـــــم
ببیـن پای تــــــاوان عشقـــم به تو
عجب حسرتی تو دلم کاشتم
اگه فکر احساس اونـــی برو
اگه عاشــــق هـــر دو مونــــــی برو
تو ایـــن نقطــــــــه از زنـــدگی مــــــــرگم
نمـــــی تونــــه از مــــــــن بگیــــــــــره تــــــو رو

  دانلود: 
با مراجعه به بخش اول می توانید ترانه ی زیبا و شنیدنی تاوان را تحت عنوان taavaan-252.mp3؛ با کیفیت 252 و حجم 06.33 مگابایت از 6 سرور قدرتمند مدیافایر، پرشین گیگ، پیکوفایل، ترینبیت، پارس گیگ و آپیها دانلود نمایید.

* پیشنهاد من جهت دانلود سرور پیکو فایل می باشد *


بخش اول: دانلود فایل صوتی ترانه ی تاوان با کیفیت 252 06.33 مگابایت

مدیا فایرپرشین گیگپیکوفایلترینبیت پارس گیگ آپیها


 



موضوعات : شعر و شاعری , صوت ,



آخرین ویرایش : 1392/11/2 ساعت 20:23

مرتبه


هر آنچه که در ذهنتان می گذرد را ثبت کنید؛ می توانید فیلدهای نام، ایمیل و آدرس وب/وبلاگ را خالی بگذارید.
ستاره ی کور ... از دلگونه 1393/04/6 23:22
هی هی !!! بی ادب !!! دیگه حق نداری برا هیچ دختره شکلک بوس بفرستی فهمیدی !!!!؟؟؟
جز من
ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:

.
.
.

.
.
.
ستاره ی کور ... از نامه های بی مخاطب 1392/11/2 22:49
آئینه بود آب .



از بیكران دریا خورشید می دمید .

زیبای من شكوه شكفتن را

در آسمان و آینه می دید .

اینك :

سه آفتاب !
ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:

لبخند او، برآمدن آفتاب را
در پهنهء طلایی دریا
از مهر، می ستود.
در چشم من، ولیکن...
لبخند او برآمدن آفتاب بود! 
.
فریدون مشیری -مروارید مهر - برآمدن آفتاب
ستاره ی کور ... از نامه های بی مخاطب 1392/11/2 22:44
نه آن دریا، كه شعرش جاودانه است،

نه آن دریا، كه لبریز از ترانه ست .

به چشمانت بگو بسپار ما را،

به آن دریا كه ناپیدا كرانه ست !
ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:

آهی کشید غم زده پیری سیپد موی،
افکند صبحگاه در آیینه چون نگاه
در لا به لای موی چو کافور خویش دید:
یک تار مو سیاه؛
در دیدگان مضطربش اشک حلقه زد
در خاطرات تیره و تاریک خود دوید
سی سال پیش نیز در آیینه دیده بود
یک تار مو سپید؛
در هم شکست چهره محنت کشیده اش،
دستی به موی خویش فرو برد و گفت: «وای»!
اشکی به روی آیینه افتاد و ناگهان
بگریست های های؛
دریای خاطرات زمان گذشته بود،
هر قطره ای که بر رخ آیینه می چکید
در کام موج ، ناله جانسوز خویش را
از دور می شنید.
طوفان فرونشست... ولی دیدگان پیر،
می رفت باز در دل دریا به جست و جو...
در آب های تیره اعماق، خفته بود:
یک مشت آرزو!
.
فریدون مشیری - تشنه طوفان - دریای خاطرات زمان

ستاره ی کور ... از نامه های بی مخاطب 1392/11/2 22:43
به دریا شكوه بردم از شب دشت،

وز این عمری كه تلخ تلخ بگذشت،

به هر موجی كه می گفتم غم خویش؛

سری میزد به سنگ و باز می گشت .!
ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:
به پیش روی من، تا چشم یاری میکند، دریاست.
چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست،
در این ساحل که من افتاده ام خاموش
غمم دریا، دلم تنهاست،
وجودمبسته در زنجیر خونین تعلق هاست!
خروش موج با من می کند نجوا:
ــ که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت،
که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت،...
*
مرا آن دل که بر دریا زنم نیست
ز پا این بند خونین برکَنَم نیست
امید آنکه جان خسته ام را
به آن نادیده ساحل افکنم نیست.  
.
فریدون مشیری - بهار را باورکن - چراغی در افق

ستاره ی کور ... از نامه های بی مخاطب 1392/11/2 22:42
در این جهان لا یتناهی،

آیا، به بیگناهی ماهی،

- ( بغضم نمی گذارد، تا حرف خویش را

از تنگنای سینه بر آرم ! )

گر این تپنده در قفس پنجه های تو،

این قلب بر جهنده،

آه، این هنوز زنده لرزنده،

اینجا، كنار تابه !

در كام تان گواراست ؛

حرفی دگر ندارم ! ...
ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:
خیلی زیبا بود من تا به حال نشنیده بودمش چرااااااا؟
مرسی از شما تشکر
ستاره ی کور ... از نامه های بی مخاطب 1392/11/2 22:42
نشسته ماه بر گردونه عاج .

به گردون می رود فریاد امواج .

چراغی داشتم، كردند خاموش،

خروشی داشتم، كردند تاراج ...
ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:

تنها،
غمگین،
نشسته با ماه .
در خلوتِ ساکت شبانگاه .
اشکی به رُخم دوید، ناگاه
روی تو شکفت در سرشکم
دیدم که هنوز عاشقم ، آه ! 
.
فریدون مشیری - لحظه ها و احساس - لحظه و احساس

ستاره ی کور ... از نامه های بی مخاطب 1392/10/30 13:15
درست لحظه ای که تو بایــــد بری، اسیــر یـــه احســـاس مبهم شدیم
ببیــــن بعد یک عمـــــر پرپر زدن؛ چــــه جــای بدی عاشــق هم شدیم
ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:
چه جای بدی؟
هاااااااان
ستاره ی کور ... از نامه های بی مخاطب 1392/10/30 13:13
برام هیچ حسی شبیه تو نیست
کنار تو درگیر آرامشم
همین از تموم جهان کافیه
همین که کنارت نفس میکشم
هومممممممممممممممممممممممم
نفس میکشم
ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:

نفس کشیدم و گفتی زمانه جانکاه است
نفس نمی کشم، این آه از پی آه است
در آسمان خبری از ستاره ی من نیست
که هر چه بخت بلند است، عمر کوتاه است
.
.
.
با هر بهانه و هوسی عاشقت شده است
فرقی نمی کند چه کسی عاشقت شده است
چیزی ز ماه بودن تو کم نمی شود
گیرم که برکه ای، نفسی عاشقت شده است
.
.
.
بگذار اگر این بار سر از خاک برآرم
بر شانه‌ی تنهایی خود سر بگذارم
در سینه‌ام آویخته دستی قفسی را
تا حبس نفس‌های خودم را بشمارم
.
afasoft.ir/post/33
سعید 1392/10/10 18:26
برام هیچ حسی شبیه تو نیست تو این برزخ لعنتی
ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:
اووووووووف
عجب مرجی
باید با روزبه جان صحبت کنم تجدید نظر کنه داداشی
مرسی
ستاره ی کور ... از نامه های بی مخاطب 1392/10/10 16:11

وتازه میفهمم که برف خستگی خداست
انقدر که حس میکنی پاک کنش را برداشته
میکشد
روی نام من
روی تمام خاطره ها
خیابان ها
دلم برف میخواهد..
ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:
خیلی خیلی زیبا بود
مرسی ستااااااااااره

.

خطی کشید روی تمام سوال ها
تعریف ها، معادله ها، احتمال ها

خطی کشید روی تساوی عقل و عشق
خطی دگر به قاعده ها و مثال ها

خطی دگر کشید به قانون خویشتن
قانون لحظه ها و زمان ها و سال ها

از خود کشید دست و به خود نیز خط کشید
خطی به روی دفتر خط ها و خال ها

خط ها به هم رسید و به یک جمله ختم شد
با عشق ممکن است تمام محال ها...

حانیه 1392/10/10 15:36
ممنونم
ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:
خواهش
جواد 1392/10/10 08:09
من کجا بیشتر از حق خودم خواسته ام
مرگ حق است؛ به من حق مرا برگردان
ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:
غنچه ایی را که به نشکفته شدن محکوم است
تا شکوفا نشده بشکن و پرپر گردان
|| گـــآلری دُختَــــر پـــآستیــلی || 1392/10/9 22:46
لـــــــــــآیک من که نفهمیدم چیه
ولی خب عالی بوددد خخخخخخخ :))))
مخسی فراووووون عزیزدلمــ :**
ابوالفضل فتحی آزاد در پاسخ می گوید:
خخخخخخخخ
مرسی از شما
مرسی از محبتت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
اشتراک در خبرنامه
نظر سنجی
نظرتون درباره اینترفیس جدید آفاسافت برام مهمه








دردانه هایی از گنجور
جراید
آپارات
آمار بازدید
تعداد مطالب :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :